۱۳۹۲/۰۶/۳۱

بیوگرافی آنگلا مرکل؛ زنی برای تمام فصول

اکنون ۱۳ سال است که صدراعظم آلمان، ‌دموکرات مسیحی‌های این کشور را، آرام و بی‌سر و صدا، با از میدان‌به‌‌در بردن تمام مخالفان مذکر خود رهبری ‌کرده است. این زن کارآمد امسال نیز برای سومین بار نامزد این مقام است.
 
 
آنگلا مرکل، ‌صدراعظم آلمان، در زمانه‌ی پرآشوبی حکومت می‌کند. مرکل که تحصیلات خود را در رشته فیزیک در آلمان شرقی به‌پایان رسانده، در مدت ۸ ساله‌ی "خدمت به کشور و مردم"، با دشواری‌های بسیاری روبرو بوده است: یکی از آن‌ها به عنوان مثال، در ماه ژوئن امسال در رابطه با گشایش نمایشگاهی با عنوان "دوران برنز و اروپای بدون مرز" در موزه‌ی "آرمیتاژ" سنت پترزبورگ، رخ داد که می‌توانست بر مناسبات میان آلمان و روسیه ‌تاثیر منفی بگذارد.
ماجرا از این قرار بود که مرکل قصد داشت هنگام گشایش این موزه خواست بازگرداندن آثار هنری پرارزش آلمان را که به "گنجینه‌ی ابرزوالده" (Eberswalde) معروف است، در سخن‌رانی خود مطرح کند؛ امری که ظاهرا به مذاق سیاستمداران کرملین خوش نمی‌آمد. روس‌ها از این‌رو کوشیدند، سخنرانی مرکل را به بهانه‌ی کمبود وقت از برنامه حذف کنند. واکنش آلمان: مرکل در مراسم گشایش موزه‌ی آرمیتاژ شرکت نخواهد کرد و مدت زمان اقامتش در سنت پترزبورگ برای شرکت در همایش بین‌المللی اقتصادی در این شهر کوتاه خواهد شد. این تهدید سیاسی بلافاصله کارگر افتاد و مقامات روسی به خواست صدراعظم آلمان تن در دادند: مرکل در کنفرانس رسانه‌ای پس از سخن‌رانی خود اعلام کرد: «"گنجینه‌ی ابرزوالده" باید به آلمان بازپس داده شود.»
 
مرکل در اروپا مسیر را نشان می‌دهد؛ همراه با اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه، و باروسو، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا
 مرکل در اروپا مسیر را نشان می‌دهد؛ همراه با اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه، و باروسو، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا
 
شیوه‌ی حکومتی بی‌سر و صدا
از جمله دشواری‌های خارجی‌ای که مرکل در هفته‌‌های اخیر با آن دست به‌گریبان بود، مسئله‌ی گرد‌آوری اطلاعات درباره‌ی شهروندان آلمان و شنود سیاستمداران اتحادیه‌ی اروپا، به ویژه آلمان، از سوی نهادهای امنیتی آمریکا بود. مرکل در این رابطه شگرد‌ دیگری را بکار برد. او ابتدا سکوت کرد و پس از آن که آشکار شد، ‌سازمان امنیت آلمان نیز در این کار دست داشته است، اشتفن زایبرت، سخن‌گوی دولت را به کنفرانس رسانه‌ای فرستاد تا اعلام کند: «ما به روشنی می‌گوییم که شنود دوستان غیرقابل پذیرش است و به‌هیچ‌وجه موجه نیست.»
ادگار ولفروم، ‌تاریخدان نام‌آشنای آلمانی، در باره‌ی شیوه‌ی برخورد مرکل با "مسایل بحران‌زا" می‌گوید: «صدراعظم آلمان ابتدا صبر می‌کند تا بحث و جنجال در مورد این و آن مسئله تمام شود، یعنی هیاهوها و مسایل را نادیده می‌گیرد و دست آخر با نظر اکثریت هم‌صدا می‌شود.» به نظر ادگار ولفروم این خصلت، خود نوعی توانایی سیاسی است که سبب می‌شود، برخی او را تحسین ‌کنند و بعضی دیگر تحقیر.
درباره‌ی اتخاذ و اجرای سیاست‌های "سنجیده" در گستره‌ی اروپا، مرکل همواره راه‌کارهای خود را ‌سرسختانه دنبال کرده و به هر حال نظر خود را به کرسی نشانده است؛ از جمله در مدیریت بحران یورو که عمدتا از ضعف اقتصادی یونان و برخی از کشورهای اروپای جنوبی ناشی شده است. از این‌رو صدراعظم آلمان در این کشورها چهره‌ی محبوبی نیست، هرچند که راه‌کارهای اقتصادی او برای نجات یورو که از سال ۲۰۰۸ پیاده می‌شوند، مورد تایید نهادهای مالی بین‌المللی است.
 
رفتار مرکل با حامی خود هلموت کهل همراه با اعتماد به نفس بود 
 رفتار مرکل با حامی خود هلموت کهل همراه با اعتماد به نفس بود
 
حزب و دولت در چنگ مرکل
برای شناختن آنگلا مرکل باید گذشته و زندگی‌نامه‌ی او را بررسی کرد. واقعیت این است که نقش هیچ صدراعظمی در آلمان، از پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵) تا کنون، این همه ناچیز پنداشته نشده بود که نقش این دختر کشیش برخاسته از آلمان شرقی. شاید سر و وضع نه چندان آراسته و پیراسته‌‌ی او در سال‌های نخست فعالیت‌های سیاسی‌اش، در این میان بی‌تاثیر نبوده است. به نظر کارشناسان، بی‌برنامه‌گی سال‌های اولیه‌ی ریاست او نیز مزید بر علت بود. مرکل در حزب خود بیشتر به عنوان سیاست‌مداری عمل‌گرا ‌شناخته شده است تا یک مبلغ حزبی صاحب رسالت.
ژاکلین بویسن، روزنامه‌نگاری که پیش از صدراعظمی آنگلا مرکل کتابی درباره‌ی او نگاشته، در باره‌ی خصوصیات ویژه‌ی او می‌نویسد: «او با تکیه بر آمار و ارقام و اسناد، آزادانه تصمیم می‌گیرد. اگر دلایل و برهان‌های منطقی ایجاب کنند، مرکل حتی وابستگی‌های ایدئولوژیک و برنامه‌ی حزب را هم نادیده می‌گیرد.»
پس از فاجعه‌ی اتمی فوکوشیما، به عنوان مثال، مرکل که زمانی طرفدار افزایش نیروگاه‌های اتمی در آلمان بود، به هوادار سرسخت تعطیل این نیروگاه‌ها تبدیل شد. این تغییر موضع به ضرر او تمام نشد. برعکس، او یک شبه از مرتبه‌ی سیاسی‌ای که شهرت "دختر هلموت کهل بودن" (صدراعظم پیشین آلمان‌) برای او به ارمغان آورده بود، به جایگاه "مادری ملت آلمان" ارتقاء یافت. خلاصه: آنگلا مرکل، هم حزب و هم دولت را در چنگ دارد. برای پی‌بردن به راز این موفقیت، باید نظری به گذشته‌ی او فکند.
 
مبارزات انتخاباتی سال ۱۹۹۹: مرکل به هنگام دیدار با ماهیگیران دریای بالتیک
 مبارزات انتخاباتی سال ۱۹۹۹: مرکل به هنگام دیدار با ماهیگیران دریای بالتیک
 
دوران آسوده‌خاطری
دوران کودکی و جوانی مرکل در آلمان شرقی بدون دغدغه‌های سیاسی ـ اجتماعی، با آسودگی خیال و به راحتی گذشته است؛ صدراعظم کنونی آلمان مخالف دولت کارگران و دهقانان نبود. البته چند بار می‌بایست به "دستورهای بالایی‌ها" تن در دهد، ولی از این بابت، به نوشته‌ی ژاکلین بویسن، مثل مخالفان دیگر صدمه‌ای ندید. مرکل درباره‌ی زندگی خود در آلمان دموکراتیک گفته است: «در دوران بچگی من، نقطه‌ی پنهان و تاریکی وجود ندارد.» آنگلا مرکل در همین حکومت خیلی زود شیوه‌ی برخورد محتاطانه با دیگران را فراگرفت و یک "شهروند وارد و کارآزموده‌ی" آلمان شرقی شد؛ نه زیاده از حد فرصت‌طلب و نه بیش از اندازه معترض.
توانایی درک، بدون واکنش لحظه‌ای
از ویژگی‌‌های بارز آنگلا مرکل این است که خوب می‌تواند به حرف دیگران گوش دهد. دوستان و آشنایان دوران نوجوانی او، به ژاکلین بویسن گفته‌اند که او به "راحتی می‌تواند با دیگران ارتباط ‌برقرار کند". از خصلت‌های برجسته‌ی دیگر مرکل، توانایی درک و دریافت سریع اوست. با این حال یکی از اعضای حزب، کورت لاوک، که رئیس شورای اقتصادی و نماینده‌ی جناح بانفوذ حزب است، با این خصلت مسئله دارد. او می‌گوید: «مرکل خوب گوش می‌کند، می‌فهمد، مسئله را حلاجی می‌کند، با این حال نتیجه نامعلوم است. چون واکنش او اغلب ناروشن است.» کورت لاوک منافع جناحی در حزب را نمایندگی می‌کند که مرکل بدون در نظر گرفتن خواست‌های جناح دیگر نمی‌تواند به آن‌ها تن در دهد.
 
در آغاز دهه ۱۹۹۰ مرکل وزیر زنان و جوانان بود
 
این ویژگی که آنگلا مرکل خیلی سریع به کنه مسئله پی می‌برد ولی در تصمیم‌گیری عجله به‌خرج نمی‌دهد، بر کسی پوشیده نیست. خود او در این باره می‌گوید: «من لحظه‌ای تصمیم نمی‌گیرم. پدیده‌ها و مسائل را در کل می‌سنجم و در قضاوت‌هایم همیشه به نتیجه‌ی آن‌ها هم فکر می‌کنم.»
گام‌های نخستین در عرصه‌ی سیاست
آنگلا مرکل در سن ۳۵ سالگی و به‌طور تصادفی پا به عرصه‌ی فعالیت‌های سیاسی گذاشت. تازه به عضویت حزب دموکرات مسیحی آلمانCDU درآمده بود که واپسین رئیس دولت آلمان شرقی، لوتار د مزیه، او را به عنوان معاون سخن‌گوی دولت برگزید. می‌گویند مرکل که تا آن زمان عضوی بسیار فعال بود، به یک جاه‌طلب تبدیل شد.
این زن مدبر، در دولت هلموت کهل (۱۹۸۲ـ ۱۹۹۸)، از سال ۱۹۹۴ وزیر "حفاظت از محیط زیست و امنیت نیروگاه‌های اتمی" بود و به عنوان فیزیکدانی آزموده از انجام وظایف خود به خوبی برآمد. با تکیه بر همین تجربیات، این وزیر پیشین که می‌گفت، با اتخاذ روش‌های سنجیده، می‌توان زباله‌های اتمی را بی‌خطر و برای همیشه دفن کرد، پس از فاجعه‌ی اتمی فوکوشیما، تغییر عقیده داد و به یکی از هواداران سرسخت تعطیل نیروگاه‌های اتمی این کشور بدل شد.
مدارج ترقی تا صدراعظمی
 حزب دموکرات مسیحی، هنگامی که هلموت کهل در سال ۱۹۹۸ انتخابات را باخت، در موقعیت دشوار و پیچیده‌ای قرار داشت. آنگلا مرکل از این شرایط بحرانی به سود خود بهره برد و با نشان‌دادن توانایی‌هایش جایگاه خود را در حزب و در عرصه‌ی سیاست آلمان در "آینده‌ی پس از دوره‌ی ۱۶ ساله‌ی کهل" تثبیت کرد. ولفگانگ شویبله که به تازگی به ریاست اتحادیه‌ی احزاب دموکرات و سوسیال مسیحی آلمان (Union) انتخاب شده ‌بود، مرکل را به عنوان دبیرکل حزبCDU برگزید. شعار او در این دوره، "حضور در رسانه‌ها" و مطرح بودن در مطبوعات بود. پس از آبروریزی کشف "صندوق سیاه" در حزب که در سال ۱۹۹۱ فاش شد، مرکل، سرنگونی اخلاقی هلموت کهل و ولفگانگ شویبله را که هر دو در این ماجرا دست داشتند، فراهم آورد و خود مدارج ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد.
 
در راه صدراعظمی برای سومین بار؟ 
 در راه صدراعظمی برای سومین بار؟
 
انتخاب دوباره‌ی مرکل در آوریل سال ۲۰۰۰ به ریاست حزب دموکرات مسیحی، یکی از این مدارج بود. او سرانجام در سال ۲۰۰۵ به عنوان نامزد صدراعظمی حزب خود، به این مقام دست یافت. اکنون ۱۳ سال است که او دموکرات مسیحی‌های آلمان را، آرام و بی‌سر و صدا، با از میدان‌به‌‌در کردن تمام مخالفان مذکر خود، رهبری ‌می‌کند.
در این مدت به خوبی ثابت شده است که مرکل از توانایی رهبری بالایی برخوردارست. بیشتر اعضای حزب ولی با سمت و سوی این رهبری موافق نیستند و معتقدند که "هویت حزب" تحت رهبری مرکل خدشه‌دار شده است. به هر حال، این عضو وفادار حزبCDU را نمی‌توان، "روح مجسم یک حزب مردمی محافظه‌کار مسیحی مسلک" خواند.

۱۳۹۲/۰۶/۲۹

در بازار کار آلمان، خارجی‌ها شانس کمتری از آلمانی‌ها دارند

 
در بازار کار آلمان خارجی‌ها برای پیدا کردن شغل شانس کمتری نسبت به آلمانی‌ها دارند. در میان ملیت‌های مختلف، بیشتر عرب‌ها هستند که با مشکل بیکاری مواجه‌اند.
موسسه اقتصاد آلمان به تازگی بر اساس داده‌های اداره کار این کشور، وضعیت شغلی خارجی‌ها و آلمانی‌ها را بررسی و با هم مقایسه کرده است. طبق این بررسی، کسی که به آلمان مهاجرت می‌کند، نسبت به یک آلمانی ‌شانس کمتری برای یافتن کار دارد.
عرب‌ها و بیشترین میزان بیکاری
بر اساس داده‌های جمع‌آوری شده توسط این موسسه، ۵۵ درصد مهاجران لبنانی در آلمان بیکارند و این میزان بالاترین درصد بیکاری در میان مهاجران یک کشور در آلمان است. پس از آن عراقی‌ها با ۴۶ درصد، افغان‌ها با ۵ / ۳۷ درصد و ایرانی‌ها با ۱ / ۳۷ درصد با بیکاری مواجه هستند. پایین‌ترین درصد را مهاجران رومانیایی با ۵ /۷ درصد دارند. در این داده‌ها تنها خارجیانی در نظر گرفته شده‌اند که اجازه اقامت در آلمان را دارند. برای مثال پناهندگان که اجازه کار ندارند در این آمار منظور نشده‌اند. میزان بیکاری خارجی‌ها دو برابر آلمانی‌هاست
درجه بیکاری خارجی‌ها دو برابر آلمانی‌ها‌ست. درجه بیکاری خارجی‌ها دو برابر آلمانی‌ها‌ست.
درجه بیکاری خارجی‌ها دو برابر آلمانی‌ها‌ست.
هولگر شفر، کارشناس امور اقتصاد کاری از موسسه اقتصاد آلمان، به دویچه وله می‌گوید: «اصولا درجه بیکاری خارجی‌ها بسیار بالاتر از آلمانی‌ها‌ست. این میزان دقیقا دو برابر است. در ماه ژوئن ۷ درصد آلمانی‌ها بیکار بودند، اما میزان بیکاری خارجی‌های بدون پاسپورت آلمانی به ۱۴ درصد می‌رسید. بزرگترین گروه مهاجران در آلمان ترک‌ها هستند. بر اساس داده‌های این موسسه، احتمال اینکه یک ترک بیکار باشد، ۲ یا حتی ۳ برابر بیشتر از احتمال بیکار بودن یک آلمانی است. مهاجران کشورهای صنعتی کمتر بیکار می‌مانند
کمترین بیکاری را مهاجرانی دارند که از کشورهای صنعتی می‌آیند، برای مثال فرانسوی‌ها، بریتانیایی‌ها، آمریکایی‌ها و مهاجران کشورهای آسیایی.
به گفته هولگر شفر، برای مثال لهستانی‌ها در بازار کار آلمان موفق هستند. او می‌گوید:«میزان بیکاری لهستانی‌ها تنها کمی بیشتر از آلمانی‌هاست. حتی میزان بیکاری رومانی‌ها هم، که گاه گفته می‌شود برای استفاده از خدمات اجتماعی آلمان به این کشور می‌آیند، از خود آلمانی‌ها کمتر است.»
به گفته هولگر شفر، علت اصلی بالا بودن درصد بیکاری در میان خارجی‌ها در دست نداشتن مدرک تحصیلی است. او می‌افزاید که حدود یک چهارم خارجی‌های آلمان تحصیلات شغلی ندارد. این در حالی است که این رقم در میان آلمانی‌ها تنها ۸ درصد است.

۱۳۹۲/۰۶/۲۶

جشن ملی سینما با حضور ستارگان

مراسم جشن روز ملی سینما  با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس سازمان سینمایی و هنرمندان سینما در باشگاه دیپلماتیک آبگینه برگزار شد.
 جشن روز ملی سینما با حضور وزیر ارشاد، معاونت سینمایی و ستارگان و چهره های برجسته سینمای ایران چون همچون مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، داوود میرباقری، پرویز پرستویی در باشگاه دیپلماتیک آبگینه برگزار شد.
نزدیک به دو هزار نفر از گروه های مختلف سینما در کنار وزیر ارشاد و رئیس سازمان سینمایی در این مراسم حاضر بودند.
مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، داوود میرباقری، کیانوش عیاری،اکبر عبدی، بهمن فرمان آرا، رخشان بنی اعتماد، کیومرث پواحمد، علی معلم، فریدون جیرانی، علیرضا داوودنژاد، بهروز افخمی، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، احمدرضا درویش، رضا میرکریمی، پانته آ بهرام، فاطمه معتمد آریا، مهناز افشار، حمید فرخ نژاد، هنگامه قاضیانی، حمید اعتباریان، نیکی کریمی، فریبرز عرب نیا، ماهایا پطروسیان، علی مصفا،سامان مقدم،محمد بزرگ نیا،گوهر خیراندیش، حسن پورشیرازی،مرضیه برومند، مهدی فخیم زاده،علی دهکردی، ناصر چشم آذر، تورج اصلانی، عبدالله اسکندری، سید محمد بهشتی، علیرضا رضاداد، منوچهر محمدی، همایون اسعدیان، مازیار میری، محسن علی اکبری، مسعود اطیابی، سید جمال ساداتیان، منیژه حکمت،جهانگیر کوثری، تورج منصوری، جهانگیر الماسی، حسام نواب صفوی، شهرام حقیقت دوست، محسن تنابنده، شهرام مکری، بیژن امکانیان، فرشته طائرپور، عاطفه رضوی، آهو خردمند، سیروس الوند، ضیا الدین دری، واروژ کریم مسیحی، کامبوزیا پرتوی فریده سپاه منصور، حسین یاری، هوشنگ توکلی، حسین پاکدل، پیمان قاسم خانی، بهاره رهنما، امین تاریخ، منوچهر اسماعیلی، کارن همایونفر، ابولفضل جلیلی، لویی چکناواریان، محمد سریر، آناهیتا نعمتی، طناز طباطبایی، لادن مستوفی، عنایت بخشی، فریدون شهبازیان، ابراهیم مختاری، غلامرضا موسوی،فرهاد توحیدی، تعدادی از چهره های مطرح حاضر در این جشن بودند.
 عکس های حسین ولایتی عکاس مهر، عبدالله میرزاده عکاس ایسنا، محسن شرف الدین عکاس کافه سینما، آرمین کرمی عکاس فارس، اکبر توکلی عکاس ایرنا و حامد ملک پور عکاس تسنیم از این نشست را در زیر می بینید.






















۱۳۹۲/۰۶/۲۰

فرزند اعدامی آیت الله جنتی

 
حسین جنتی لادانی، فرزند آیت الله احمد جنتی عضو سازمان مجاهدین خلقبود که در روز ۲۳ خرداد سال ۱۳۶۱ در خانه تیمی خود بر اثر درگیری با نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران کشته شد. روایت دیگری در مورد حسین جنتی وجود دارد که   از دستگیری و محاکمه و نهایتا اعدام وی حکایت می کند.
به گزارش انتاب به نقل از پارسینه، همسر حسین جنتی، فاطمه سروری که در سال ۱۳۵۹ با حسین ازدواج کرده بود، بعدها در سال ۱۳۶۷ در عملیات مرصاد کشته می‌شود.  حاصل ازدواج حسین و فاطمه فرزندی بود به نام عاصف.
عاصف، نوه آیت الله جنتی بعد از مرگ پدر و مادرش نزد پدربزرگ خود زندگی می کرد. تا اینکه  بعدها در سال 1375 در سن ۱۸ سالگی در حالی که مشغول امر به معروف و نهی از منکر بوده در یک حادثه رانندگی فوت می کند.
هم اینک در ضلع شمالی میدان انقلاب، خیابانی به نام عاصف جنتی نامگذاری شده است.

فرزند کروبی: رهبری با ارجاع حصر رهبران جنبش سبز به شورای عالی امنیت ملی موافقت کرده است

محمدتقی کروبی، فرزند مهدی کروبی از رهبران جنبش سبز ایران، روز سه شنبه خبر داد که آیت‌الله علی خامنه‌ای با ارجاع موضوع آزادی پدرش، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به شورای عالی امنیت ملی موافقت کرده است.
آقای کروبی در یادداشتی که در صفحه فیس بوک خود منتشر کرده و سایت «سحام نیوز» آن را بازتاب داده است، نوشته که «چند هفته پیش در محافل سیاسی خبری از دیدار آقای هاشمی (رفسنجانی) با رهبری بیان شد که در آن، موضوع پایان دادن به وضعیت حصر و حبس غیر قانونی رهبران جنبش سبز مورد توجه رییس مجمع تشخیص مصلحت قرار گرفته بود».
فرزند مهدی کروبی افزوده است: «در همین راستا شنیده شد که رهبری موافقت خود را با ارجاع این پرونده به شورای عالی امنیت ملی اعلام کردند تا این شورا با دبیر جدید به موضوع حبس غیر قانونی ورود ماهوی داشته باشد».
یادداشت محمدتقی کروبی پس از آن منتشر می‌شود که حسن روحانی، رییس جمهوری ایران، روز سه شنبه علی شمخانی را به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران منصوب کرد.
فرزند مهدی کروبی از انتخاب آقای شمخانی استقبال کرده و گفته که «انتخاب آقای شمخانی به عنوان فردی لایق و توانمند که در دوران جنگ سابقه ارزشمندی داشته و همواره در کنار مردم و کشور بوده هم جای تقدیر و تشکر دارد و هم امیدی برای رفع حصر رهبران دربند».
آن گونه که سایت سحام نیوز نوشته است، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی ایران «از جمله افرادی است که طی چهار سال اخیر، حاضر نشد تحت فشار افراد تمامیت خواه از مسیر مردم و راهی را که مهدی کروبی و میرحسین موسوی آن را رهبری می کردند، تبری بجوید».
مهدی کروبی همراه با میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از بهمن ۱۳۸۹ و به دنبال فراخوان آنها برای برگزاری راهپیمایی در حمایت از جنبش‌های موسوم به «بهار عربی» در خانه‌های خود حبس شده‌اند. به گزارش سایت سحام نیوز، این افراد که از آنها به عنوان رهبران جنبش سبز یاد می‌شود، «نزدیک به ۹۵۰ روز» است که در «حصر و حبس» به سر می‌برند.
رسانه‌های اصولگرا و نزدیک به محافل تندرو جمهوری اسلامی ایران در چهار سال گذشته حملات سنگینی را متوجه میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد کرده و آنها را وابسته به بیگانگان و در خدمت اهداف آنها دانسته‌اند.
آقای کروبی و موسوی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ بودند که حاضر نشدند نتایج این انتخابات و معرفی محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهوری را بپذیرند. به گفته آنها، انتخابات ۸۸ محصول «تقلب گسترده و مهندسی آراء» از سوی نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است.
در نتیجه اعتراض‌های هواداران این نامزدها در سال ۸۸، دهها نفر کشته و هزاران نفر بازداشت شدند.
در یکسال اخیر برخی از چهره‌های نزدیک به اصولگرایان خواستار «توبه» این رهبران اعتراضات ۸۸ شدند تا از آنها رفع حصر شود. ولی هیچ گزارشی مبنی بر انجام این کار از سوی آنها تا به امروز منتشر نشده است.
آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، روز ششم مرداد امسال مدعی شد که رهبران معترضان ۸۸ در جلسات خصوصی خود اذعان می‌کنند که در انتخابات چهار سال قبل «تقلبی» رخ نداده است و بعد این پرسش را مطرح کرد که «چرا و به چه دلیل مدعیان تقلب در انتخابات ۸۸ برای مواجهه با مسئله، به خیابان‌ها اردوکشی کردند!؟»
وی گفته بود: «بارها و بارها این سوال را نه در مجامع عمومی بلکه به شکلی که قابل پاسخ دادن باشد مطرح کرده‌ایم، پس چرا جواب نمی‌دهند، چرا عذرخواهی نمی‌کنند؟»