۱۳۹۲/۰۲/۲۰

ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران

ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2

علی فلاحیان، وزیر اطلاعات دوران هاشمی رفسنجانی 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
علی فلاحیان، وزیر اطلاعات دوران هاشمی رفسنجانی 
 ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
علی فلاحیان، وزیر اطلاعات دوران هاشمی رفسنجانی 
 ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
باقر خرازی، رئیس حزب الله ایران 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
باقر خرازی، رئیس حزب الله ایران 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
باقر خرازی، رئیس حزب الله ایران 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
علی فلاحیان و باقر خرازی پس از ثبت نام در سومین روز نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
علی فلاحیان و باقر خرازی پس از ثبت نام در سومین روز نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 
 ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
محمد غرضی،وزیر پست و تلگراف و تلفن در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
روح‌الله احمد زاده کرمانی، رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی  
 ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
  روح‌الله احمد زاده کرمانی، رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی  
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
 
روح‌الله احمد زاده کرمانی، رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی  
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
همانند دو روز گذشته، امروز نیز افراد عادی برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری به وزارت کشور رفتند 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2
 
 ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2 
 ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2
 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2
 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2
 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2
 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2
 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2
 
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ایران 2

۱۳۹۲/۰۲/۱۹

عیادت سرزده احمدی‌نژاد از ابوالفضل پورعرب

پورعرب سال 1375 برای بازی در فیلم «مردی شبیه باران» به کارگردانی سعید سهیلی در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.














۱۳۹۲/۰۲/۱۸

زندگی نیمه‌خصوصی کاندیداهای ریاست‌جمهوری (+عکس)

مهر: عکسهای نادیده و کمتر دیده شده از چهره ها همیشه جذابیتی پنهان با خود دارند. چرا که روی دیگری از شخصیت رسمی و یا حتی دیپلماتیک چهره ها را به نمایش می گذارند.
در این میان عکس های قدیمی و غیررسمی جذابیتی خاص دارند. تصاویری که قبل از به شهرت رسیدن و چهره شدن افراد را نشان می دهد و یا نوع پوشش و رفتارآنان را خارج از فضای رسمی و کاری انشان می دهد.
این تصاویر و عکس ها ممکن است در همان لحظه ثبت شدن، عکس هایی معمولی به نظر برسد. اما وقتی سالها بعد آدمهای داخل کادر، هریک به مقام و منصبی می رسند و چهره می شوند، جذابیت این تصاویر دوچندان می شود.
عکس هایی که در این گزارش می بینید، مجموع ای از عکس های قدیمی و غیر رسمی بعضی از کاندیداهای ریاست جمهوری امسال است که تاکنون از آنان منتشر شده است. عکس هایی که شاید دیدنشان در این شرایط و سالها برای هریننده ای که این چهره ها را بشناسد، جذاب باشد.
یاداوری این نکته ضروری است که انتخاب عکسهای کاندیداها در این گزارش صرفا با توجه به عکس های غیررسمی منتشرشده از آنان است و اگر تصویری از کاندیداهای دیگر نمی بینید، به دلیل آن است که عکس هایی از جنس این گزارش از آنان منتشر نشده است:


شاید دیدن یک پزشک اطقال که سابقه وزارت امورخارجه دارد و الان هم یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری دوره یازدهم است، در این لباس ورزشی کمی عجیب به نظر برسد. اما «علی اکبر ولایتی» این عکس یادگاری را با لباس «هاپکیدو» گرفته است تا عکس با لباس ورزشی هم داشته باشد.
چهره «کامران باقری لنکرانی» که سابقه وزارت بهداشت در دولت نهم را دارد و حالا خود را برای شرکت در رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری آماده می کند،در این عکس مشخص است.عکسی که در دوران حضور او در دوران دفاع مقدس ثبت شده است.
هندوانه خوری در میانه راه سفرهای تبلیغاتی استانی با نایب رئیس سابق مجلس شورای اسلامی. طرفداران «محمدرضا باهنر» در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری، این عکس او را که همین چند وقت پیش گرفته شده است منتشر کرده اند.
این عکس، شاید دلیل علاقه «منوچهر متکی» به شوخی و تقاضایش از طنزپردازان برای اینکه با او شوخی کنند را نشان بدهد. همسفر شدن او با مرحوم کیومرث صابری فومنی(گل آقا) شاید بر این روحیه او بی تاثیر نبوده است.
 

میل زدن «علیرضا زاکانی» در دوران دفاع مقدس هم مورد توجه هوادارن این کاندیدای ریاست جمهوری قرار گرفته است. عکسی که گفته می شود مربوط به سال 1362 و قبل از مجروحیت و جانبازی او گرفته شده است.
 

این عکس احتمالا مربوط به اتاق فرماندهی جنگ در دهه 60 است. جایی که «حسن روحانی» در کنار آیت الله هاشمی رفسنجانی نشسته است. گفته می شود حضور حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری امسال، با حمایت مستقیم  هاشمی رفسنجانی همراه است.
 

حدس چهره اشاره شده در این عکس شاید کار چندان سختی به نظر نرسد. «غلامعلی حداد عادل» جوان در این عکس قدیمی، حالا یکی از کاندیداهای رقابت برای رسیدن به صندلی ریاست جمهوری در ساختمان خیابان پاستور است.
 

از این جمع دوستانه و البته دیپلماتیک که در سال 1359 و در سواحل بیروت گرفته شده است، می توان یکی دیگر از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری امسال را شناسایی کرد.»محسن رضایی» که در این عکس اولین نفر از سمت راست ایستاده، آن زمان فرمانده وقت اطلاعات سپاه بود. در کنار او هم به ترتیب انیس نقاش، مبارز لبنانی و مجری اولین عملیات اعدام شاپور بختیار در سال 1359،شهید سید محمدصالح الحسینی ، مسئول روابط خارجی سپاه و محسن رفیق دوست ، مسئول وقت پشتیبانی سپاه ایستاده اند.
رفیق دیروز و منتقد جدی امروز. آیا «مصطفی کواکبیان» که امروز با حزب مردمسالاری سودای ریاست جمهوری دارد و یکی از جدی ترین منتقدان سیاستهای دولت »محمود احمدی نژاد» است، حاضر است باز هم با او در یک قاب، عکس یادگاری بگیرد؟
شهردار تهران که خلبان هم هست، حالا پشت فرمان جت اسکی نشسته تا آن را در آب هدایت کند. «محمدباقر قالیباف» هم  یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم است. این عکس  در حاشیه مراسم افتتاح دریاچه مصنوعی شهدای خلیج فارس در غرب تهران ثبت شده است،
کاندیداهای احتمالی:
غیر از افرادی که تا به حال به صورت رسمی، حضور خود در رقابت های انتخاباتی را اعلام کرده اند، از برحی چهره های دیگر نیز به عنوان کاندیداهای احتمالی یاد می شود. چهره هایی که البته عکس های غیررسمی جالبی هم دارند:
این عکس، شرح خاصی نمی خواهد. عکسی که به نظر می رسد در حاشیه یکی از سفرهای استانی دولت ثبت شده باشد.
یک عکس خانوادگی و البته بسیار قدیمی از آیت الله هاشمی رفسنجانی سر میز صبحانه. از این دست عکس های خانوادگی در کتاب های خاطرات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام کم نیست.

۱۳۹۲/۰۲/۱۶

هاشمی در پی برچیدن ولایت فقیه است، خامنه‌ای تهدید به حصر می‌کند‬

اکبر هاشمی رفسنجانی در هفتم اردیبهشت ۹۲، درباره کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری گفت: «اهل شانه خالی کردن در سختی‌ها نیستم« و «من نمی‌گویم که نمی‌آیم». در ۱۱ اردیبهشت ۹۲ نیز در دیدار دیگری در همین زمینه گوشزد کرد:
«با وجودی که ارزش زیادی برای دعوت مردم، قائلم و از صمیم قلب به آن احترام می‌‌گذارم، اما با توجه به ملاحظاتی که دارم باید با کمک صاحب‌نظران برای آن تدبیری اندیشید».
  این سخنان که در فاصله زمانی شش روز مانده به آغاز ثبت‌نام نامزدهای ریاست جمهوری ایراد شد، برای اصلاح‌طلبان و باند محمود احمدی‌نژاد امیدبخش است (تا دو قطبی هاشمی- احمدی‌نژادی بسازند)، خواب را از خامنه‌ای ربوده و اردوی اصول‌گرایان را به هم ریخته است (به عنوان نمونه به این مطالب نگاه کنید: «
اگر هاشمی بیاید اصول‌گرایان چه آرایشی می‌گیرند»،  «سُقُلمه‌ای که همه را به تکاپو انداخت»، «دو رکورد عجیب هاشمی در رابطه با انتخابات»، «باز هم هاشمی به حضور سخت و غیرقابل اجنتاب در برابر بزرگان نظام تن می‌دهد؟» «هاشمی نامزد آمریکا در انتخابات است»، «ملت مدت‌هاست از هاشمی و تفکراتش عبور کرده‌اند»، «هاشمی چگونه جواب خدا و امام را می‌دهد»، و...). آیت‌الله علی خامنه‌ای که پیشاپیش با اعلام آغاز محاکمه مهدی هاشمی در ۱۵ اردیبهشت ۹۲ - در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سراج - شمشیر را بالای سر هاشمی برافراشته بود، احساس می‌کند که هاشمی یا تهدیدهای او را جدی نگرفته و یا اینکه به پیامدهای محاکمه و محکومیت سنگین فرزند خود تن داده است.
  گویا هاشمی تهدید جدی‌تری نیاز دارد. آن تهدید چه می‌تواند باشد؟ تهدید به سرنوشت آیت‌الله حسینعلی منتظری، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد. یعنی زندانی شدن در منزل.

وزیر اطلاعات وارد میدان می‌شود

حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات خامنه‌ای، در ۱۲ اردیبهشت ۹۲، در نوزدهمین همایش سراسری هیئت رزمندگان اسلام که در مجتمع یاوران مهدی قم برگزار شد،
گفت: کسی که از مسیر ولی فقیه زاویه بگیرد:«سیلی محکمی خواهد خورد. برخی سیلی می‌خورند و برمی‌گردند ولی برخی دیگر همچنان ادامه مسیر را دنبال می‌کنند و به انحراف کشیده می‌شوند.» 
حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات
حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات
 
مصلحی، با اقتفای به خامنه‌ای، دشمن‌سازی و دشمن‌تراشی کرده و هاشمی را هم مجری پروژه‌های دشمنان خارجی قلمداد کرده است. به گفته او، دشمنان خارجی (آمریکا، انگلیس، اسرائیل، و...) راهبردها و تاکتیک‌های زیر را در ایران دنبال می‌کنند:
الف- طرح‌های راهبردی دشمنان: تبدیل انتخابات به فرصتی برای براندازی و سرنگونی جمهوری اسلامی از طریق مشروعیت‌زدایی از نظام با طرح ادعای تقلب، تحریم‌های اقتصادی، تورم، تقسیمات کشوری (تبدیل روستاها به شهر و...) و وابسته کردن اقتصاد کشور به مذاکرات هسته‌ای.
ب- طرح‌های تاکتیکی دشمنان: نفوذ در نظام و تغییر رفتار مسئولان. تغییر رفتار از دوران سازندگی شروع شد و هاشمی و فرزندانش که مجری این طرح بودند، امروز از وی «منجی‌سازی» می‌کنند. تغییر رفتار در دوران اصلاحات ادامه یافت و دیدیم که «چه بر سر انقلاب و نظام آورد».
  مصلحی مدعی است که دشمن همین طرح را همچنان دنبال کرده و قصد دارد تا در انتخابات ۹۲ مسئولان نظام را «وادار به قبول کردن اشتباهاتشان» کند تا از این طریق مدعی «اشتباه محاسباتی و موضع‌گیری‌های رهبری و نظام» شود. از سوی دیگر، «تاکتیک ایجاد تغییر نگرش در جامعه نسبت به گفتمان امام و رهبری» را دنبال می‌کنند.  

هاشمی رفسنجانی بازیگر اصلی طرح‌های دشمنان و بحرانی جلوه دادن وضعیت کشور است: «آقایانی که پشت فتنه بودند، امروز می‌گویند کشور در بحران است و باید آن را از بحران نجات داد». تشکیک در سلامت انتخابات و طرح انتخابات آزاد که از سوی هاشمی و محمد خاتمی مطرح شد، برنامه دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل است. آنان به دنبال «تجهیز و سازماندهی بدنه اجتماعی فتنه در کشور» هستند.
  هاشمی دائماً از بحرانی بودن وضعیت نظام، تنش‌زدایی در روابط خارجی و مذاکره با آمریکا سخن گفته و سیاه‌نمایی می‌کند. مطابق این طرح، از یک سو «هجمه علیه مقام معظم رهبری و القای دخالت ایشان در انتخابات» صورت گرفته و از سوی دیگر، «از یک فرد [هاشمی] که خود سامان‌دهنده این نابسامانی‌هاست» تجلیل به عمل آمده و به عنوان منجی نظام  قلمداد می‌شود. اما «در این نظام تنها منجی ولایت است، این حرف فقط به معنای زدن ولایت و منجی‌سازی کاذب است».
  مصلحی به نیابت از خامنه‌ای گامی پیشتر رفته و به صراحت تمام از در حصر کردن هاشمی، به دلیل برپایی فتنه ۸۸، سخن می‌گوید:

«کسی که خودش را پیشگوی فتنه حوادث ۸۸ اعلام می‌کند، عملاً پیشگویی نکرده و خودش ایجاد فتنه کرده و نقشی اساسی در فتنه داشته است و اگر به واسطه برخی ملاحظات مانند آن دو نفر با وی برخورد نشده و آزادی عمل دارد امروز طلبکار نظام نباشد. امروز امر به وی مشتبه شده و می‌خواهد چهره فتنه را تطهیر کند، چنین فردی در مقاطع بعدی انقلاب نیز کم می‌آورد».

پروژه ی دو قطبی‌سازی احمدی‌نژاد در انتخابات ۸۸ که با موافقت تام علی خامنه‌ای طراحی و اجرا شد و مدعی بود که موسوی و کروبی و خاتمی عروسک‌های خیمه شب بازی هاشمی رفسنجانی‌اند و او با تکان دادن انگشتان خود آنها را به حرکت در آورده و مقابل من قرار داده است، اینک دوباره توسط وزیر اطلاعات خامنه‌ای تکرار می‌شود. می‌گوید:  

«این فرد [هاشمی] با تحریک سران ساده‌لوح فتنه و اطرافیانش مارش فتنه را می‌‌زد و امروز چشمان بیدار نظام تحرکات وی را رصد می‌کند و به هیچ عنوان اجازه نخواهد داد اتفاقی مانند سال ۸۸ در کشور رخ دهد».
اعتراف مصلحی به نیابت از خامنه‌ای قابل تأمل فراوان است. پروژه احمدی‌نژادی کردن سیاست ایران توسط خامنه‌ای، پروژه برخورد با طبقه حاکمه سیاسی گذشته، خصوصاً یاران آیت‌الله روح الله خمینی، بود. مصلحی می‌گوید که نظام، طبعاً به دستور خامنه‌ای، تمامی «تحرکات هاشمی را رصد می‌کند». 
مصلحی به صراحت می‌گوید که انتخابات جای اصلاح‌طلبان و هاشمی نیست و کلیه گروه‌ها و نامزدها باید علیه رهبران جنبش سبز موضع‌گیری کرده و تبعیت محض خود از آیت‌الله خامنه‌ای را هم عملاً اثبات نمایند: 
«تمام جریاناتی که می‌خواهند در انتخابات حاضر شوند باید مرزشان را با فتنه و فتنه‌گران به وضوح مشخص کنند و ولایتمداری خود را نیز به اثبات عملی برسانند.»

هاشمی «خامنه‌ای‌ساز» 

 
هاشمی رفسنجانی، علی خامنه‌ای را عضو شورای انقلاب، رئیس‌جمهور و جانشین آیت‌الله خمینی کرد (رجوع شود به مقاله «هاشمی رفسنجانی و تکلیفش با ولایت فقیه
»). هاشمی شخصیت قدرتمند دهه اول انقلاب بود. گمان می‌کرد- البته گمانی باطل- که خامنه‌ای را رهبری نمایشی کرده و خود همه‌کاره خواهد بود. 
در ۱۴ خرداد ۶۸، پس از برکشیدن خامنه‌ای به رهبری، به دفتر خود- در مجلس شورای اسلامی- باز می‌گردد. هنوز فردی به شدت قدرتمند بود. می‌نویسد:  

«آیت‌الله خامنه‌ای آمدند، برای شیوه انجام وظایف رهبری با هم صحبت کردیم. قرار شد احکام انتخابات یا انتصابات امام را ایشان تأیید کنند و قرار شد به صدا و سیما بگویم بهای لازم را به موضوع بدهد. تصمیمات مهمی با هم گرفتیم» ( کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی ۱۳۶۸، بازسازی و سازندگی، ص ۱۵۲).
 
در ۱۵ خرداد ۶۸، مدیر مسئول  کیهان به دیدار هاشمی رفته تا از وی بپرسد در سرمقاله روزنامه درباره رهبری خامنه‌ای چه بنویسند (پیشین، ص ۱۵۴). هاشمی دائماً تکرار می‌کند که رادیکال‌های مجلس و بیرون- چپ‌های سابق و اصلاح‌طلبان بعدی- مخالف رهبری خامنه‌ای هستند و او آنها را مجاب می‌سازد. 
۱۶ خرداد ۶۸: «بعد از نماز به دفتر رهبری رفتم. دو سه ساعتی با هم درباره امور کشور و سیاست‌های آینده مذاکره کردیم. در زمینه‌های زیادی توافق به عمل آمد. قرار شد هفته‌ای یک بار جلسه دو نفره داشته باشیم که سیاست‌های رهبری و اجرایی را هماهنگ کنیم» (پیشین، ص ۱۵۷). 
۱۸ خرداد ۶۸: «ظهر بیانیه آیت‌الله خامنه‌ای را مطالعه کردم؛ برای مشورت فرستاده بودند. خوب است. چند تذکر دادم. اولین بیانیه پس از انتخاب به رهبری است» (پیشین، ص ۱۶۲). 
تعداد مخالفان رهبری خامنه‌ای زیاد است. در ۱۸ خرداد ۶۸ آیت‌الله ابراهیم امینی به دیدار هاشمی می‌رود:  

«گفت آقای [حسینعلی] منتظری با رهبری آقای خامنه‌ای مخالف است و تأیید نمی‌کند. گفتم تلاش کنند که تأیید کنند و متقابلاً ما روی مرجعیت ایشان کار کنیم» (پیشین، ص ۱۶۲).

آیت‌الله محمد رضا مهدوی کنی به دیدار هاشمی رفته و پیشنهاد می‌کند تا خامنه‌ای طی تلگرافی از آیت‌الله محمد رضا گلپایگانی تشکر کند تا در پاسخ ایشان نیز رهبری خامنه‌ای را تأیید کنند. اما هاشمی می‌گوید: گفتم اول متن جواب آیت‌الله گلپایگانی مشخص شود، سپس تلگراف آقای خامنه‌ای ارسال شود» (پیشین، ص ۱۶۲). 
۲۲ خرداد ۶۸: «آقای [محمد جعفر] سعیدیان‌فر [نماینده خمینی‌شهر اصفهان] آمد و برای آینده آیت‌الله منتظری اظهار نگرانی کرد و گفت نوعی آمادگی همکاری و هماهنگی در ایشان به وجود آمده و نظر من و سیاست نظام را درباره ایشان پرسید. گفتم نظر من این است که ایشان رهبری آیت‌الله خامنه‌ای را تأیید کنند و ما هم متقابلاً کمک کنیم که رفته رفته وضع ایشان عادی شود و مرجعیت آینده ایشان آسیب نبیند. آقای [سیدحسین] موسوی تبریزی هم آمد و برای جبران مشکل آیت‌الله منتظری چاره‌جویی کرد؛ همان راه حل را به ایشان گفتم» (پیشین، ص ۱۶۷). 
۲۲ خرداد ۶۸: «با رهبری درباره اصلاح قانون اساسی و متن تلگراف ایشان به آیت‌الله گلپایگانی و تلگراف آیت‌الله گلپایگانی مشاوره کردیم». 
۲۳ خرداد ۶۸: «شب با رهبری تا ساعت ده و نیم مذاکره داشتیم. درباره شورای افتاء و شورای مشاوران ایشان و ترکیب دو شورا و نامه آقای منتظری و جواب آن و مسائل شهر و طلاب و مقر رهبری و سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی مذاکره کردیم؛ نوعاً اتفاق نظر داشتیم» (پیشین، ص ۱۶۹).  

۲۴ خرداد ۶۸: «به دفتر رهبری رفتیم. نمایندگان شعارهایی مبنی بر حمایت و اطاعت و تسلیت دادند. من صحبت کوتاهی مبنی بر حسن انتخاب رهبری و... کردم. ایشان هم صحبت مفصلی نمودند و از نامزدی من برای ریاست جمهوری حمایت کردند» (پیشین، ص ۱۷۰). 
۲۸ خرداد ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای به دفتر من آمد. شام را با هم خوردیم و تا ساعت ۱۱ شب درباره مسائل کشور و سیاست‌های اقتصادی و خارجی و سفر به شوروی و... مذاکره و تصمیم‌گیری کردیم. خوشبختانه در همه موارد اتفاق نظر داریم» (پیشین، ص ۱۷۴). 
در این دوره نه تنها خامنه‌ای هیچ کاری بدون مشورت هاشمی انجام نمی‌دهد، بلکه معمولاً برای جلسات به دفتر هاشمی می‌رود. 
چهارم تیر ۶۸: «شب با آیت‌الله خامنه‌ای جلسه داشتیم که تا ساعت ده و نیم طول کشید. درباره نیروهای مسلح مذاکره و قرار شد دو وزارت سپاه و دفاع ادغام شوند؛ تصمیمات دیگری نیز اتخاذ نمودیم. درباره ریاست جمهوری و مسائل اقتصادی و سیاست آینده و بهره‌گیری بیشتر از سفر شوروی مذاکره شد» (پیشین، ص ۲۰۲). 
هفتم تیر ۶۸: «تلفنی با آیت‌الله خامنه‌ای درباره مطرح کردن لقب «رهبر انقلاب» برای ایشان در نماز جمعه صحبت کردیم. مسلمانان خارج از ایران این را می‌خواهند. قبلاً فکر می‌کردیم که این لقب مخصوص امام بماند که باعث اعتراض مسلمانان خارج شده است. آنها می‌خواهند در برد انقلاب ما باشند» (پیشین، ص ۲۰۵). 
بدین ترتیب هاشمی در گام بعد خامنه‌ای را به «رهبر انقلاب» تبدیل کرد. توجیه کاذبی هم برای مدعای خود درست کرد. معلوم نبود در عرض ۲۴ روز چگونه مسلمانان جهان به اطلاع هاشمی رسانده بودند که چرا به خامنه‌ای «رهبر انقلاب» نمی‌گویید. به نماز جمعه نهم تیر ۶۸ رفت و : «پیشنهاد لقب «رهبر انقلاب» را برای آقای خامنه‌ای مطرح کردم» (پیشین، ص ۲۰۷).

۱۰ تیر ۶۸ جلسه سران قوا با خامنه‌ای است و ۱۱ تیر ۶۸ جلسه خصوصی هاشمی و خامنه‌ای:

«درباره خرده‌گیران و آنها که نمی‌خواهند به بهانه خطر کمرنگ شدن شخصیت امام، درباره رهبری جدید تبلیغات شود، مذاکره شد. درباره اعضای دولت آینده اتفاق نظر بود» (پیشین، ص ۲۰۵).

۱۵ و ۱۷ و ۱۸ و ۲۰ و ۲۷ تیر و ۷ و ۸ مرداد جلسات بعدی هاشمی و خامنه‌ای است، با تفاهم کامل:

۱۶ مرداد ۶۸: «شب با رهبری جلسه داشتیم که تا ساعت ده و نیم شب طول کشید. درباره کابینه، ارتش و سپاه، سیاست خارجی و اقتصادی مذاکره و تصمیم‌گیری نمودیم. جلسات مفیدی است و تفاهم کامل برقرار است. درباره قوه قضائیه و شورای نگهبان هم بحث و اتخاذ تصمیم شد» (پیشین، ص ۲۶۰).

۲۴ مرداد ۶۸: «ساعت نه و نیم به دفتر رهبری رفتم. درباره رئیس قوه قضائیه صحبت شد. تصمیم‌شان را در مورد نصب آقای [محمد] یزدی اعلان کردند و درباره تمام اعضای کابینه توافق کامل شد» (پیشین، ص ۲۶۹).

۲۶ مرداد ۶۸: «با آیت‌الله خامنه‌ای که منتظرم بودند، مقداری صحبت کردیم. (پیشین، ص ۲۷۲).

۲۶ مرداد ۶۸: «آیت‌الله خامنه‌ای آمدند. درباره مسئله گرفتن سلاح از شوروی صحبت شد؛ موافقند و قرار شد نیروهای ارتش و سپاه برای آموزش اعزام شوند. درباره مجمع تشخیص مصلحت و مشاوران و سیاست‌ها هم صحبت شد» (پیشین، ص ۲۷۵).

جلسات بعدی آنها در ۲۸ و ۲۹ مرداد ماه است.

۳۱ مرداد ۶۸: «شب آقای خامنه‌ای اینجا تشریف آوردند. مقداری درباره مسائل جاری کشور مذاکره کردیم (پیشین، ص ۲۸۲).

دوم شهریور ۶۸: «با آقای خامنه‌ای در دفترم جلسه برای امور جاری لشکری و کشوری و مسائل کابینه داشتم» (پیشین، ص ۲۸۷).

۱۲ شهریور ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای به دفتر من آمدند. درباره سمت مهندس موسوی و بنیاد جانبازان مذاکره شد. آقای خامنه‌ای می‌خواهند [به عنوان رئیس بنیاد جانبازان] با قید زمان سه سال نصب کنند و آقای موسوی حاضر نیست با قید زمان بپذیرد. درباره آینده ارتش و سپاه بحث شد. آقای خامنه‌ای بنا دارند که در حکمی آقای دکتر [حسن] روحانی را به عنوان رئیس ستاد کل [نیروهای مسلح] بنویسند که ستاد مشترک تجدید حیات کند و آقای روحانی موافق نیست. من هم موافق نیستم. با ایشان بحث کردم؛ قانع نشدند. درباره اعضای مجمع تشخیص مصلحت و تکمیل شورای عالی انقلاب فرهنگی هم مذاکره شد. شام را هم خوردند» (پیشین، صص ۳۰۲- ۳۰۳).

۱۹ شهریور ۶۸: «شب با رهبری جلسه داشتیم. درباره سیاست‌های کلی و مسائل نیروهای مسلح و شورای عالی امنیت ملی مذاکره کردیم» (پیشین، ص ۳۱۰).

۲۶ شهریور ۶۸: «شب رهبری به دفتر من آمدند. درباره اعتبارات نیروهای مسلح مذاکره کردیم. معلوم شد که مبلغ پیشنهادی نمی‌تواند خیلی تغییر کند. قرار شد با توجه به مجموعه نیازهای کشور، در این بخش تصمیم‌گیری شود. درباره سیاست خارجی هم بحث شد. قرار شد براساس پیشنهاد وزارت خارجه عمل شود. در مورد آمریکا گفتند روابط به این زودی میسر نیست، ولی همکاری تا حدود آزادی گروگان‌ها و اموال بی‌اشکال است» (پیشین، صص ۳۱۹- ۳۲۰).

جلسات این دو در این ماه‌ها بسیار زیاد بود.اما در بسیاری از موارد خامنه‌ای به دفتر هاشمی می‌رفته است:

۱۶ مهر ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای مهمان من بود. درباره تغییرات برنامه، سمت آقای [محمد موسوی] خوئینی‌ها، نهضت‌های اسلامی، دبیرخانه ائمه جمعه و مطالب سیاسی کشور صحبت کردیم» (پیشین، ص ۳۵۳).

هفتم آبان ۶۸: «آیت‌الله خامنه‌ای در دفترم مهمانم بودند. درباره مشاورت [رهبری] آقای [موسوی] خوئینی‌ها، عضویت احمد آقا [خمینی] در شورای عالی امنیت ملی، اعلان آقای [علی] شمخانی به عنوان فرمانده نیروی دریایی ارتش، مسایل ارزی و اقتصادی و امور جاری دیگر مذاکره کردیم. شام خوردیم و به خانه‌هایمان رفتیم» (پیشین، ص ۳۹۴).

۲۶ آذر ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای مهمان من بودند. درباره زلزله احتمالی، وضع لبنان، بودجه نظامی، دارو، هواپیماهای نهاجا [نیروی هوایی ارتش] برای [شرکت] ایران‌ایر، تعزیرات حکومتی، بازپس‌گیری اراضی اشغالی، انتخابات تهران، اختلاف بنیاد شهید و وزارت صنایع و روزنامه‌ها... مذاکره و تصمیم‌گیری کردیم. بعد از صرف شام، ایشان رفت و من در دفتر ماندم» (پیشین، ص ۴۶۳).

۲۴ دی ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای به دفتر من آمدند. درباره مسئله آقای منتظری بحث و تصمیم‌گیری شد و نیز درباره نماز جمعه تهران و ائمه جمعه استان‌ها و سیاست خارجی تصمیم گرفتیم» (پیشین، ص ۵۰۴).

۱۵ بهمن ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای مهمانم بود. درباره جهاد دانشگاهی، نمایندگان رهبری در دانشگاه‌ها، وزارت دفاع، مسئله آقای منتظری، سیاست خارجی و... مذاکره کردیم» (پیشین، ص ۵۳۶).

۲۷ اسفند ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای مهمان من بودند. درباره مسائل اقتصادی مذاکره شد. از روند کار، هر دو راضی بودیم. مسائل سپاه و ارتش، حدود کار نیروی هوایی سپاه در حد ترابری و هوانیروز و مسائل نهاجا [نیروی هوایی ارتش]، سفر ایشان و من در ایام تعطیلی عید نوروز و مقر ایشان در عباس‌آباد یا منظریه یا جاهای دیگر مطرح شد» (پیشین، ص ۵۹۶).

خامنه‌ای «هاشمی‌ساز» 


 
این دوران رفته رفته سپری شد. خامنه‌ای نمی‌خواست ملکه بریتانیا باشد، بلکه قصد داشت سلطان مطلقه باشد. تضعیف قدرت هاشمی و به حاشیه راندن او بخشی از پروژه بسط سلطانیسم بود. حالا هاشمی به جایی رسیده که از سوی وزیر اطلاعات خامنه‌ای به عنوان رهبر اصلی فتنه مطرح و تهدید به حصر می‌شود. هر سخن انتقادی که بر زبان می‌راند با موج وسیع مخالفت اصول‌گرایان مواجه می‌شود (به عنوان نمونه رجوع شود به «کسانی که از قطار مبارزه با اسراییل خارج شده‌اند، حکم نابودی خود را امضا کرده‌اند»، «استقبال رسانه‌های صهیونیستی از اظهارات منفعلانه هاشمی در قبال اسرائیل»، «لنکرانی: گفتمان هاشمی با امام راحل تفاوت دارد»). همه اصول‌گرایان می‌گویند که نباید کاندیدا شود.

اگر کاندیدا شود، شمشیر فقط بر سر مهدی هاشمی فرود نخواهد آمد، بلکه پیرامون فسادهای مالی محسن هاشمی هم افشاگری‌های گسترده‌ای صورت خواهد گرفت. هاشمی به یاد دارد که آیت‌الله خمینی می‌گفت: حفظ نظام اوجب واجبات است، میزان حال فعلی افراد است و من با هیچ کس عقد اخوت نبسته‌ام. خامنه‌ای همین سه ملاک را درباره هاشمی به کار گرفته است (رجوع شود به مقاله «
خطای محاسباتی خامنه‌ای و نابودی ایران

جمع کردن بساط ولایت فقیه 

 
مسئله ایران، مسئله زمامدار مادام‌العمر خودکامه است. ولایت‌مطلقه فقیه یا سلطانیسم، با مردم‌سالاری در تعارض بنیادین قرار دارد. هاشمی در ساختن این بنای زشت مخرب، نقش کلیدی داشت. خامنه‌ای را او به اینجا رساند که رسیده است (رجوع شود به مقاله «هاشمی رفسنجانی و علی خامنه‌ای»). خامنه‌ای و مریدانش به شدت او را زخمی کرده‌اند. حذف تحقیرآمیز او از ریاست مجلس خبرگان رهبری یکی از زخم‌هایی بود که بر او وارد آوردند. تحقیرآمیزتر از همه این است که چماقدار آیت‌الله خامنه‌ای او را تهدید به حصر می‌کند.
آنچه این روزها بر هاشمی می‌گذرد، یک صدم آن اعمال شنیع و ناجوانمردانه‌ای نیست که بر آیت‌الله منتظری رفت. آن بزرگ مرد آزاده پنج سال در حصر بود. موسوی و کروبی و رهنورد هم در حصرند. در طی دوران جمهوری اسلامی هزاران تن زندانی و شکنجه شدند. قتل عام تابستان ۱۳۶۷ نیز محصول ولایت مطلقه فقیه بود (رجوع شود به مقاله «
هاشمی رفسنجانی و قتل عام ۶۷»). این بساط را باید جمع کرد.

هاشمی نباید از حصر بهراسد. حصر آیت‌الله منتظری مشروعیت و منزلتی بزرگ برای او فراهم آورد، برای اینکه محصول دفاع از حقوق مخالفان و ایستادن در برابر آیت‌الله خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای بود. حصر موسوی و کروبی و رهنورد را هم بزرگ کرد.
اگر هاشمی مرد بحران‌هاست، اگر هاشمی ناجی نجات ایران زمین است، اگر هاشمی سیاستمداری با تجربه است، اگر هاشمی می‌خواهد مدافع حقوق مردم- نه خاندان خود- در برابر ستمگران باشد، باید دستور کار سیاسی جمع کردن بساط ولایت فقیه را مطرح سازد (رجوع شود به مقاله «
هاشمی رفسنجانی و تکلیفش با ولایت فقیه»).
 ایران- همانند افغانستان و عراق و لیبی و سوریه- می تواند مبدل به کشوری کلنگی شود. خامنه‌ای نیز با تصورات نادرستش از موازنه قوای جهانی و منطقه‌ای، تحلیل نادرست‌اش از بیداری اسلامی که توسط عربستان سعودی و قطر به جنگ شیعه و سنی تبدیل شده است، و سیاست‌های غلط در خدمت آن پروژه خارجی- سوریه‌ای کردن ایران- است. کم کردن شر ولایت فقیه و خامنه‌ای، نجات موجودیت ایران و ایرانیان است.
 عربستان و قطر آموزش و پشتیبانی نیروهای سلفی ایران را آغاز کرده‌اند تا جنگ صددرصد انحرافی شیعه و سنی را که در سوریه و لبنان و عراق و پاکستان و بحرین و... به راه انداخته‌اند، به ایران بکشانند. این طرح تماماً در خدمت منافع دولت‌های کلنگی‌کننده منطقه و یک دولت خاص است، نه دموکراسی و آزادی و حقوق بشر.

شاید هاشمی زخم‌خورده نیز احساس خطر کرده باشد که مجدداً در ۱۴ اردیبهشت ۹۲ سخنان ۳۰ سال پیش آیت‌الله خمینی را - تحت عنوان «
حفظ نظام از حفظ یکنفر- ولو امام عصر- مهم‌تر است»- روی وبسایت خود قرار داده است. این یک نفر کیست؟ احمدی‌نژاد؟ او که دوران ریاست جمهوری‌اش در کمتر از سه ماه دیگر پایان می‌یابد؟ شاید منظور هاشمی آیت‌الله خامنه‌ای باشد؟ در این صورت او نقطه اصلی را که همه تیرها باید به سوی او روانه شود- یعنی نظام سلطانی فقیه‌سالار و مصداقش- به خوبی تشخیص داده است.
 مسئله ایران، مسئله گذار مسالمت‌آمیز از «نظام سلطانی فقیه‌سالار» به «نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر» است. هر کس خواهان حفظ موجودیت ایران و ایرانیان است- نه مروج تجزیه و کلنگی شدن کشور- باید به راه‌های گذار به دموکراسی بیندیشد. هاشمی هنوز هم در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند به این پروژه مدد رسانده و نامی نیک از خود- نزد خدا و بندگانش- به یادگار بگذارد. آیا هاشمی چنین سودایی در سر می‌پروراند؟

۱۳۹۲/۰۲/۱۴

کوبیدن هاشمی رفسنجانی: حنای بی رنگ؟

آیت الله خامنه ای جایگاه فعلی اش را تا حدود زیادی مدیون آقای رفسنجانی است در چندین دوره انتخابات دو دهه گذشته، کوبیدن هاشمی رفسنجانی راهی برای کسب پیروزی در انتخابات در جمهوری اسلامی ایران بوده و صرفنظر از طیفهای سیاسی گوناگون، چون هم اصلاح طلبان در اوج قدرت یابی و هم محافظه کاران در موقعیت های مختلف از این اهرم استفاده کرده اند. اما آیا در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری هم این روش جواب می دهد یا اینکه روش هاشمی کوبی دیگر به یک حنای بی رنگ تبدیل شده و حتی در یک گام فراتر، اتفاقا هاشمی در شرایطی قرار دارد که می تواند کیان محافظه کاران کنونی و در راس آنها آیت الله خامنه ای را به خطر بیندازد؟

حضور در راس

اکبر هاشمی رفسنجانی شخصیتی بوده که در ساختار جمهوری اسلامی ایران همواره در کلیدی ترین مناصب قرار داشته است. با نگاهی به فردای درگذشت آیت الله خمینی و چینش مهره ها و فضای آن دوران، حتی آیت الله خامنه ای جایگاه فعلی اش را تا حدود زیادی مدیون آقای رفسنجانی است.
آقای رفسنجانی جنگ با عراق را با حکم آیت الله خمینی تا آخر مدیریت کرد، حتی پذیرش قطعنامه 598 خالی از تاثیرگذاری او نبود. بعد دو دوره رئیس جمهور شد و با رهبری آیت الله خامنه ای در مناصب کلیدی مانند ریاست مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشته و دارد.
"پیروزی هاشمی در انتخابات تمامی معادلات آیت الله خامنه ای را چنان بر هم می ریزد که تاکنون بی سابقه بوده و به منزله پس گرفتن بسیاری از سیاست های هشت ساله گذشته و پیش از آن هم خواهد بود"
 در چندین دوره انتخابات هم شکست خورد که البته مانند کاندیداهای دیگر به کم و کیف انتخابات اعتراضاتی داشت ولی از آنجا که خود جزو بینانگذاران جمهوری اسلامی است همواره حفظ نظام برای وی مهم تر از حذف رقیب بوده است. از این رو شکست های انتخاباتی را هرچند تلخ، ولی با ترکیبی از سعه صدر کناری می نهاد. آقای هاشمی از آن جمله سیاستمدارانی است که به کل بازی هم توجه دارد و فقط حریف پیش رو را نمی بیند.

حفظ بقا

شاید بخاطر همین نحوه رفتار آقای هاشمی باشد که وی مانند دیگر بزرگان جمهوری اسلامی که خانه نشین شدند، حصر شدند یا حتی به زندان افتادند، خودش به این سرنوشت ها دچار نشده هرچند در حداقل، چهارسال گذشته تفاوت دیدگاه وی در کشورداری در مقابل دیدگاه آیت الله خامنه ای و مجری محبوب و اکنون مغضوب او (آقای احمدی نژاد) قرار گرفت.
از نقطه نظر تحلیلی، آیت الله خامنه ای با ویژگی هایی که دارد، تفاوت دیدگاه با آقای هاشمی را تاکنون چندان جدی نمی گرفته و در مهم ترین اقدام پس از موضع گیریهای آقای هاشمی در جریان و پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری 1388، تنها این را مهم دید که ریاست مجلس خبرگان از آقای هاشمی سلب شود و مقام نسبتا تشریفاتی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را حفظ کند.
از نگاه تحلیلگران، اکنون که صف بندی و خط کشی میان دیدگاه و سوابق آقای هاشمی با علی خامنه ای مشخص تر از همیشه شده، امکان به میدان آمدن آقای هاشمی به عرصه انتخابات کل جناح محافظه کار را بشدت به هراس انداخته و شخص رهبری و تشکیلات اطرافش از این امر مستثنی نیست.

مساله رد صلاحیت

دیگر از کوبیدن هاشمی رفسنجانی با کلیشه ها و اهرم های سابق خبری نیست.
مهم ترین ویژگی آقای هاشمی در مقطع کنونی آن است که رد صلاحیت وی برای شورای نگهبان غیرممکن است، چرا که رد صلاحیت وی دلیل بسیار روشنی از حاکمیت سلیقه و برداشت ها خواهد بود تا حاکمیت قانون اساسی و اگر هاشمی رفسنجانی صلاحیت نداشته باشد، دیگر چه کسی صالح خواهد بود؟
شاید از همین روست که محمد خامنه ای (برادر آیت الله خامنه ای) و حیدر مصلحی وزیر اطلاعات (که با اصرار آیت الله خامنه ای به مقامش بازگشت) و چهره های دیگر، آقای هاشمی را به انواع ویژگی های منفی مثل رابطه با دشمن، نامزد مورد نظر آمریکا و عامل فتنه 88 و امثال آن متهم می کنند. حرفهایی که در داخل خود ایران واکنش هایی را میان اهل سیاست برانگیخته است.
ولی نکته اینجاست که دیگر از کوبیدن هاشمی رفسنجانی با کلیشه ها و اهرم های سابق خبری نیست. دیگر از تریبون های رسمی و رسانه ای کسی روی خانواده آقای رفسنجانی دست نمی گذارد و آنها را به خوشگذرانی و حیف و میل اموال بیت المال متهم نمی کند.
روش های جدید، تندتر و افراطی تر از سابق بنظر می رسند. حرفهای حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات، حرفهایی نبود که پس از آیت الله فقید حسینعلی منتظری درباره شخصیتهایی در حد آقای هاشمی مطرح شده باشد.
ظرف چهارسال گذشته شرایط خانواده هاشمی عوض شده و فرزندانش دیگر آقازاده های جت اسکی سوار در آبهای کیش معرفی نمی شوند. فائزه هاشمی و مهدی هاشمی هر دو به زندان افتادند و موضعگیری های پدرشان هم در مجموع در همراهی با مخالفان داخلی سیاستهای محمود احمدی نژاد و بطور غیرمستقیم، رهبری مملکت، حرکت می کرده است.

نگاه افکار عمومی

آقای هاشمی رفسنجانی در نزد مردم ایران چهره ای چند وجهی داشته و دارد. از یک سو بخاطر سوابقی که بدانها بطور خلاصه اشاره شد، این احساس در نزد بخش قابل توجهی از افکار عمومی در ایران وجود دارد که وی مرد عمل است، طرفدار میانه روی است و رابطه با جهان خارج را یک اولویت اساسی می داند. ولی بخاطر استمرار حضور در سطوح عالیه نظام طبیعتا هرچه شرایط اقتصادی و زندگی ایرانیان دشوارتر شده، او هم در نزد افکار عمومی مورد انتقاد بیشتری قرار می گرفته و رقبایش هم با دست گذاشتن روی مدل زندگی اطرافیانش، با فضا سازی، از این نگاه افکار عمومی به نفع خود استفاده می کرده اند. اما اکنون دیگر هاشمی کوبی با روشهای سابق مانند حنای بی رنگ است و چه در تهران و چه در شهرهای دیگر هم آبی از آن گرم نخواهد شد.
اما چرا آمدن هاشمی رفسنجانی تا این حد مایه هراس محافظه کاران شده است؟ از نظر تحلیلی، دلیل این امر را باید در شرایطی جستجو کرد که ظرف هشت سال گذشته ایجاد شده است. شخص آیت الله خامنه ای بخاطر نحوه برخوردش با محمود احمدی نژاد هزینه های زیادی داده و خواهد داد. ولی شرایط خارجی بر سر برنامه هسته ای و تحریم ها از یک سو، شرایط سوریه و بهار عربی در اطراف ایران و سیر و سوی روابط ایران و آمریکا و کشورهای اصلی غربی، در مجموع برای جمهوری اسلامی به یک نقطه بسیار استراتژیک رسیده که بقای جمهوری اسلامی هم از درون و هم از بیرون در معرض چالش بسیار جدی قرار دارد.

تبعات برای رهبری

حال برای مدیریت کشور در این شرایط چه کسی برای آیت الله خامنه ای قابل تحمل است؟
"شرایط خارجی بر سر برنامه هسته ای و تحریم ها از یک سو، شرایط سوریه و بهار عربی در اطراف ایران و سیر و سوی روابط ایران و آمریکا و کشورهای اصلی غربی، در مجموع برای جمهوری اسلامی به یک نقطه بسیار استراتژیک رسیده است"
پاسخ به این سوال مولفه های زیادی می طلبد که از حوصله این نوشتار خارج است اما نکته اصلی اینجاست که آقای هاشمی رفسنجانی آن چهره قابل تحمل برای آیت الله خامنه ای نیست. پیروزی هاشمی در انتخابات تمامی معادلات آیت الله خامنه ای را چنان بر هم می ریزد که تاکنون بی سابقه بوده و به منزله پس گرفتن بسیاری از سیاست های هشت ساله گذشته و پیش از آن هم خواهد بود.
جایگاهی که آقای هاشمی در پست ریاست جمهوری پیدا خواهد کرد جایگاه رهبری را هم تنزل خواهد داد و این برای بسیاری از محافظه کاران که بقای خود را در حفظ وضع موجود می بینند، نامطلوب خواهد بود. این آقای رفسنجانی خواهد بود که گره رابطه با آمریکا را باز خواهد کرد چون ادامه وضع موجود می تواند ایران را به سطح عراق در دهه 1990 (پس از حمله به کویت) تنزل می دهد و تجربه تلخ کشته شدن هزاران کودک عراقی از سوتغذیه شاید چیزی نباشد که ایرانیان به آن رضایت دهند و دامنه نارضایی هایی گسترده کنونی می تواند تکراری از مدل های مختلف بهار عربی در ایران را رقم بزند.
هاشمی رفسنجانی سهم زیادی در سیاست های مختلف جمهوری اسلامی ایران ایفا کرده و از تیغ انتقاد و فراتر از آن مصون نبوده و نخواهد بود، اما وضع در جمهوری اسلامی ایران اکنون به نقطه ای رسیده که آمدن هاشمی رفسنجانی، این بار با همه دفعات قبل متفاوت خواهد بود، اگر بیاید.