۱۳۹۷/۰۱/۰۴
۱۳۹۷/۰۱/۰۳
۱۳۹۷/۰۱/۰۱
۱۳۹۶/۱۲/۲۹
پیام نوروزی ترامپ به مردم ایران: امروز سپاه نماد تخاصم، خشکسالی و دروغ است
رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا دوشنبه شب،
در پیامی نوروزی، آمدن بهار را از طرف مردم آمریکا به مردم ایران تبریک گفت و
تاکید کرد به مبارزه با اقدامات رژیم جمهوری اسلامی ایران ادامه می دهد.
متن کامل بیانیه ترامپ به مناسبت
نوروز:
نوروزی زیبا و مبارک را برای میلیونها نفر در
سراسر دنیا که ورود بهار را جشن می گیرند، آرزو می کنم.
تاریخچه نوروز در ایران ریشه دارد، جایی که
کشوری پرافتخار برای هزاران سال، با قدرت فرهنگ و استقامت مردمش، از پس چالشهایی
بزرگ برآمده است. امروز، مردم ایران با چالشی دیگر روبرو هستند؛ حاکمانی که به جای
خدمت به آنها به خود خدمت می کنند.
بیست و پنج قرن پیش، داریوش کبیر از خداوند
خواست که ایران را از سه خطر حفظ کند؛ ارتش های متخاصم، خشکسالی و دروغ. امروز،
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رژیم ایران نماینده هر سه آنهاست.
اول، سپاه پاسداران نه در نام و نه در
عملکرد، ایرانی نیست. سپاهی متخاصم است که مردم ایران را سرکوب کرده و از آنها
سرقت می کند تا فرای مرزها از تروریسم حمایت کند. سپاه پاسداران از سال ۲۰۱۲ شانزده میلیارد دلار از ثروت ایران را صرف کمک به رژیم
اسد و حمایت از تروریستها در سوریه، عراق و یمن کرده است. درعین حال، متوسط
خانواده های ایرانی ۱۵ درصد از ده سال پیش فقیرتر هستند و نزدیک به ۳۰ درصد از جوانان ایرانی بیکارند. ایرانیان معمولی از نظر
اقتصادی در فشارند و برگزاری جشنهایی مانند نوروز برای آنها دشوار است.
دوم، فساد و سوءمدیریت سپاه پاسداران آثار
خشکسالی ادامه دار را تشدید کرده و بحرانی زیست محیطی ایجاد کرده است. احداث بی
رویه سدها توسط شرکتهایش، مانند [قرارگاه] خاتم الانبیاء، رودها و دریاچه ها را
خشک کرده و کمک کرده است تا طوفانهای گرد و غبار بی سابقه، که مشاغل و جانهای
ایرانیان را تهدید می کند، خلق شوند.
سوم، فریب، سیاست رسمی حکومت شده است. سپاه
پاسداران از تبلیغات و سانسور استفاده می کند تا این حقیقت را که رژیم ایران ثروت
ایران را غارت کرده و با مردم آن بدرفتاری می کند، مخفی کند. حاکمان ایران برای
کتمان حقیقت، حقوق شهروندان خود را در آزادی تجمعات، دسترسی به اطلاعات و فرصتهای
برابر سرکوب می کنند.
مردم ایران، علیرغم سرکوبی که با آن روبرو
هستند، برای باز پس گرفتن حقوقشان مبارزه می کنند. آنها منتظر بهار امید هستند، و
ایالات متحده در کنار مردم ایران و آرمان هایشان برای ارتباط با دنیای بزرگتر و
داشتن حکومتی مسئول و پاسخگو که حقیقتا درخدمت منافع کشور باشد، می ایستد.
به همین دلیل، وزارت خزانه داری آمریکا این
هفته دستورالعملی را صادر می کند که بر حمایت آمریکا از آزادی جریان اطلاعات به
شهروندان ایران تاکید مجدد می کند. ما همچنین متعهد می شویم که همچنان سپاه
پاسداران انقلاب اسلامی و رژیم ایران را برای ارتکاب حملات سایبری در خارج از کشور
و برای سرکوب شهروندان ایرانی که علیه سرکوب توسط حکومت خودشان در ایران، اعتراض
می کنند، مسئول نگاه داریم.
از طرف مردم آمریکا، باشد که در سال جدید نور
بر ظلمت غلبه کند و باشد که مردم ایران به زودی از روزگار صلح، شکوفایی و شادی لذت
ببرند.
نوروز پیروز (نوروز مبارک )
۱۳۹۶/۱۲/۲۸
ماجرای هدیه به مریم شریعتمداری چه بود؟
در شبکههای اجتماعی بحثی داغ درباره هدیهای در گرفته که به اسم زهرا رهنورد، از مخالفان در حصر حکومت ایران، به مریم شریعتمداری، یکی از زنان معترض به حجاب اجباری داده شده است.
مریم شریعتمداری، یکی از زنانی است که در خیابان انقلاب تهران روسری خود را به نشانه اعتراض از سر برداشت و با واکنش خشن پلیس روبرو شد. تصویر هل دادن او توسط یک مأمور پلیس به یکی از خبرسازترین تصاویر "دختران خیابان انقلاب" تبدیل شد.

خانم شریعتمداری دیروز شنبه ۲۶ اسفند، در توییتر خود با هشتگ "انقدر_وقیحانه" عکسی از پاکتی با تعدادی ایرانچک ۵۰ هزار تومانی منتشر کرد و گلایه کرد که بستهای به عنوان هدیه دریافت کرده که در آن مبلغی پول بوده است. به گفته خانم شریعتمداری به او گفته شده بود که این هدیه از طرف زهرا رهنورد به او داده شده است.
اما زهرا موسوی، دختر خانم رهنورد در توییتر خود ارسال چنین هدیهای را تکذیب کرد و نوشت: "آنچه که بارها گفتیم و مشخص است اینکه ارتباط والدین ما با بیرون قطع است و طبعا و قطعا چنین هدیهای هم از سوی هیچکدام از والدین ما نه به ایشان و نه هیچکس دیگر در سالهای حصر داده نشده است".
شهرزاد همتی، خبرنگاری که واسطه رساندن هدیه بوده، توضیح داد که هدیه را دو فعال سیاسی به او داده بودند تا به دست خانم شریعتمداری برسد. خانم همتی در توییتی نوشته است که "فعالین به نام و نیت محصوران این اقدام را انجام داده بودند".
ژیلا بنییعقوب، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان که پرونده "دختران انقلاب" را دنبال میکند، کسی است که در جریان دادن هدیه بوده، و به گفته خودش به ارسال کنندگان برای ارتباط با خانم شریعتمداری کمک کرده است. او هم در توییتر توضیح داده که از محتوای بسته اطلاعی نداشته است.
مصطفی تاجزاده، فعال سرشناس اصلاحطلب در مصاحبه با ژیلا بنییعقوب گفته است که عیدی دادن به زندانیان سیاسی و مدنی و خانوادههای آنها چند سال است که رسم شده و این هدیهها، به گفته او "به نام بزرگان" داده میشود.

تصویر هل دادن مریم شریعتمداری توسط مأمور پلیس خبرساز شد گلایه مریم شریعتمداری از هدیه نقدی، واکنش هواداران حکومت را برانگیخت که گفتند این نشانهای است بر اینکه بعضی معترضان به حجاب اجباری، پول گرفتهاند.
بعضی کاربران توییتر هم گفتند از این که در زمان اعتراضهای "دختران خیابان انقلاب" از خانم شریعتمداری حمایت کردهاند، پشیمان هستند.
در پی این انتقادها و همین طور ابراز تردید درباره اصالت صفحه توییتر خانم شریعتمداری، او شب گذشته در توییتر با انتشار فیلمی ماجرا را توضیح داد و گفت هیچ گاه فعالیت سیاسی و علاقهای به این نوع فعالیت نداشته است.
او گفت هدفش از علنی کردن ماجرای اسکناسها بیان "حقیقت" بوده است: "برای من حقیقت از همهچیز با ارزشتر است؛ چه حقیقت از تو قهرمان بسازد چه اینکه بقیه از تو متنفر شوند و به تو پشت کنند."
خانم شریعتمداری که با وثیقه از زندان بیرون آمده خطاب به این کاربران توییتر گفت: "نه آن زمان که پلیس من را پرت کرد به فکر قهرمان شدن بودم نه زمانی که توییت میکردم، به فکر منفورشدن بودم. هیچ کدام از اینها نباید باعث شود که حقیقت را پنهان کنیم."
عامل کشته شدن مأموران نیروی انتظامی در جریان آشوب دراویش در خیابان پاسداران در جلسه امروز محاکمه خود با انکار اعترافات قبلی خود گفت: من عاشق اعدامم و عذاب وجدان هم ندارم.
عامل شهادت مأموران نیروی انتظامی در جریان آشوب دراویش در خیابان پاسداران در جلسه امروز محاکمه خود با انکار اعترافات قبلی خود گفت: من عاشق اعدامم و عذاب وجدان هم ندارم.
به گزارش خبرنگار قضایی خبرگزاری تسنیم، محمدرضا ثلاث در سومین جلسه محاکمه خود به اتهام قتل عمد 3 مامور نیروی انتظامی در حادثه خیابان پاسداران که در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی کشکولی برگزار شد، در بیان آخرین دفاعیات خود اظهار کرد: اتهامات مطرح شده را قبول ندارم. ما در آن روز برای حمایت از یکی از دوستانمان به نام آقای ریاحی جلوی کلانتری 102 اطراق کرده بودیم.
وی گفت: وقتی یگان ویژه رسید با باتوم به ما حمله کردند و ضربه زدند که سر من 17 بخیه خورد. بعد از آن به سمت گلستان هفتم حرکت کردیم و من اتوبوسی را که مالک و صاحب آن را نمیشناختم و فقط داخل آن اطراق کرده بودیم به سمت کلانتری به حرکت درآوردم.
وی گفت: وقتی یگان ویژه رسید با باتوم به ما حمله کردند و ضربه زدند که سر من 17 بخیه خورد. بعد از آن به سمت گلستان هفتم حرکت کردیم و من اتوبوسی را که مالک و صاحب آن را نمیشناختم و فقط داخل آن اطراق کرده بودیم به سمت کلانتری به حرکت درآوردم.
متهم افزود: میخواستند بزرگ ما را بازداشت کنند و من در گوشی تلفن فقرا حکم بازداشت را دیده بودم، حدود هزار نفر برای حمایت از بزرگمان آمده بودند که ایشان همه را مرخص کردند اما ما چند نفر باقی ماندیم و در داخل اتوبوس اطراق کردیم.
ثلاث مدعی شد: بعد از پیاده شدن از پراید، سوار اتوبوس شدم تا آن را به سمت پاسگاه ببرم، آرام حرکت کردم و چراغ دادم که ماموران کنار بروند. وقتی به ماموران رسیدم چراغ دادم و بوق زدم، در حالی که اگر نیت کشتن داشتم بوق نمیزدم تا کنار بروند، به حرکتم ادامه دادم و پایم را روی گاز گذاشتم چون میترسیدم که ماموران از اتوبوس بالا بیایند و دوباره با باتوم به سرم بزنند. اکنون نیز از خداوند برای بازماندگان صبر و برای خودم بخشش میطلبم و از اینکه 3 نفر به رحمت خدا رفتند، خودم هم ناراحت هستم.
ثلاث گفت: من عاشق اعدامم، این حرفها را برای فرار کردن از اعدام نمیزنم، 23 یا 24 سالم بود که به حرم امام رضا رفتم و از امام رضا خواستم که 50 سال به من عمر بدهد و اکنون 50 سال دارم و چه بهتر در این راه بروم، حتی آقای بازپرس شاهد است که از او سوال میکردم که کی من را اعدام میکنند.
وی افزود: ما نرفتیم آدم بکشیم بلکه رفته بودیم تعصب بزرگمان را بکشیم. روی ماموران نرفتم بلکه میخواستم رد شوم اما خودرو با آنها برخورد کرد و اکنون وجدانم خیلی راحت است زیرا اینها را عمدا نکشتم. 50 نفر هم میمرد با خواست خدا بوده است. برای کشتن ماموران از اتوبوس استفاده نکردم بلکه میخواستم اتوبوس را جلوی پاسگاه ببرم تا بگویم در این امامزاده کسی نیست، زیرا آنها فکر میکردند که ما گردان جمع کردهایم و برای جنگ آمدهایم.
ثلاث در پاسخ به سوال قاضی مبنی بر اینکه شما در جلسات قبلی گفتهاید بعد از کتک خوردن عصبی بودید و به همین خاطر سوار اتوبوس شدید و به سمت ماموران رفتید، مدعی شد: دوست داشتم همه چیز تمام شود و اعدام کنند.
وی در پاسخ به این سوال که اظهارات شما در جلسه امروز با اظهارات قبلی در تناقض است، گفت: علتش این است که اگر شما را هم جای من بگذارند، دوست ندارید از این در بیرون بروید و میخواهید همه چیز تمام شود و اعدامتان کنند. من پایم را روی گاز گذاشتم تا از خیابان رد شوم و هیچکدام از ماموران را ندیدم.
متهم در پاسخ به این سوال که طبق فیلم موجود شما پس از سوار شدن اتوبوس یک مسیر طولانی را عادی میرانید و وقتی که به ماموران میرسید اتوبوس را به سمت چپ و راست هدایت میکنید، گفت: اضطراب داشتم که ماموران از در بالا نیایند و کتک نخورم. اگر میخواستم کسی را بکشم به سمت 100 نفرشان میرفتم.
پس از اخذ آخرین دفاعیات از متهم ادوات و سلاحهای فرد موجود در اتوبوس شامل تعدادی قمه و شمشیر و همچنین چوب که توسط نیروی انتظامی کشف و ضبط شده بود به محضر دادگاه ارائه شد.
در ابتدای جلسه نیز سرهنگ یزدان فلاحزاده نماینده حقوقی ناجا اظهار کرد: نیروی انتظامی در روز حادثه در راستای رعایت فرمایشات مقام معظم رهبری با آشوبگران خیابان پاسداران با رعایت اخلاق اسلامی برخورد کرد اما آنها سوءاستفاده کردند و 4 نفر از ماموران نیروی انتظامی و بسیجی را به شهادت رساندند. در حالی که میتوانستیم طبق قانون با استفاده از سلاح، آشوب را در ساعات اولیه خفه کنیم اما برای جلوگیری از ایجاد خسارت به مردم این کار صورت نگرفت.
نماینده حقوقی ناجا در ادامه اظهارات خود 4 تن از شهود به نامهای ابوالفضل علیزاده، محمدحسین زارعی، مجتبی طاهریان و بهمن علینژاد به دادگاه معرفی و دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر کرد.
زارعی به عنوان اولین شاهد با اجازه قاضی پشت تریبون قرار گرفت و با سوگند به خدا و اینکه به جز حقیقت چیزی نگوید اظهار کرد: قبل از اینکه به اتوبوس برسیم به قصد کشتن ما کوکتل مولتوف پرتاب میکردند و با بچهها همقسم شده بودیم که کسی را نزنیم.
وی اضافه کرد: فرمانده به ما دستور داد به مردم آسیب وارد نشود و فقط جمعیت را پراکنده کنیم و هیچ سلاحی هم نداشتیم. به داخل کوچه که رسیدیم حدود 40 الی 50 نفر بودند که دیدیم اتوبوسی آرام به سمت ما حرکت میکند و ما راه را باز کردیم تا رد شود اما به محض اینکه از 10 الی 12 نفر اول رد شد به سمت بچههای نیروهای انتظامی گاز داد من خودم را به عقب پرت کردم و وقتی پشت سرم را نگاه کردم دیدم اتوبوس از روی سر شهید امامی رد شده است و رانند اتوبوس وقتی به ترافیک انتهای کوچه رسید و در ترافیک گیر کرد دستگیر شد. راننده اتوبوس همین فردی است که اکنون در دادگاه حضور دارد و وقتی که به سمت ما حرکت کرد ابتدا فکر کردیم اتوبوس یگان ویژه است و نیرو پیاده کرده است اما بعد از 10 الی 15 متر به سمت ماموران حرکت کرد.
در ادامه علیزاده یکی دیگر از شهود حاضر در دادگاه پشت تریبون قرار گرفت و گفت: ما موتورسوار بودیم و وقتی به کلانتری 102 رسیدیم دیدیم آشوبگران جلوی کلانتری را بستهاند که فرمانده به ما دستور داد آنها را پراکنده کنید. آشوبگران به گلستان هفتم رفتند و ما به دنبالشان راه افتادیم، جزو نفرات اول بودم که وارد گلستان هفتم شدم و اتوبوس از روبهروی ما به حرکت درآمد.
وی اضافه کرد: سرعت اتوبوس در ابتدا پایین بود و بچهها راه را باز کردند اما به محض اینکه از من و چند نفر دیگر رد شد اتوبوس را به سمت چپ و سپس به سمت راست هدایت کرد و بچهها را زیر گرفت، اول سرباز علمدار را زیر گرفت و شهید امامی بین اتوبوس و ماشینها گیر کرد و چرخ عقب اتوبوس از روی سرش رد شد.
علیزاده گفت: وقتی که اتوبوس عبور میکرد همین فرد پشت فرمان نشسته بود و بچهها دنبال اتوبوس رفتند و ما هیچ سلاحی اعم از گرم و سرد نداشتیم و فقط تونفا داشتیم؛ حتی سپر هم نداشتیم. من آقای ثلاث را داخل اتوبوس دیدم و یک پراید هم از روبهرو به سمت ما نوربالا انداخته بود تا نتوانیم جایی را ببینیم، وقتی اتوبوس بچهها را زیر گرفت، یکی از ماموران داخل اتوبوس گاز اشکآور پرتاب کرد تا نتواند بیشتر جلو برود.
وی افزود: اگر خودروها در گلستان هفتم پارک نشده بودند بیشتر از 100 نفر کشته میشدند.
انتشار ۲ نامه احمدینژاد به خامنهای: ۴۰ سال است هیچ نوع آزادی نداریم
رادیو فردا، رئیسجمهوری سابق ایران در دو نامه به رهبر جمهوری اسلامی ضمن انتقاد شدید از وضعیت کشور خواستار اصلاح ساختار برخی از نهادها از جمله شورای نگهبان و قوه قضاییه، تعیین تکلیف نهادهای موازی، تاسیس دادگاه قانون اساسی و خروج نیروهای مسلح از امور سیاسی و فعالیتهای اقتصادی شد.
این نامهها در روزهای ۳۰ بهمن و ۲۲ اسفند و پس از آن نوشته شد که آیتالله علی خامنهای، محمود احمدینژاد را متهم کرده بود که «کار دشمن را در داخل» کشور انجام میدهد.
به گزارش سایت «دولت بهار»، آقای احمدینژاد در نامه ۳۰ بهمن خود نوشت: «این گونه القاء شده است که حضرتعالی به تصریح و تلویح به اینجانب ...فرمودهاید که حق حرف زدن در مسائل اصلی کشور را نداشته و باید ساکت بمانم».
وی افزوده است: «اگر قرار باشد کسانی به صرف ۸ سال مسئولیت، حق حرف زدن نداشته باشند، آیا دیگران به سکوت و پاسخگویی اولی نخواهند بود؟»
به گزارش سایت «دولت بهار»، آقای احمدینژاد در نامه ۳۰ بهمن خود نوشت: «این گونه القاء شده است که حضرتعالی به تصریح و تلویح به اینجانب ...فرمودهاید که حق حرف زدن در مسائل اصلی کشور را نداشته و باید ساکت بمانم».
وی افزوده است: «اگر قرار باشد کسانی به صرف ۸ سال مسئولیت، حق حرف زدن نداشته باشند، آیا دیگران به سکوت و پاسخگویی اولی نخواهند بود؟»
رئیسجمهوری سابق ایران تاکید کرده که «نارضایتی عمومی از عملکرد نظام، بسیار بالا و جدی است و به سرعت در حال گسترش به اصل انقلاب است».
آقای احمدینژاد در بخش دیگری از این نامه نوشته که «در دستگاههای حکومتی ظلمهایی میشود که هر یک برای اسقاط یک امپراطوری بزرگ کفایت میکند».
وی تاکید کرده است: «اکثریت قاطع ملت خواهان تغییرات اساسیاند. عدهای به دنبال تغییر حتی با روشهای خیلی تند و درگیریاند و عدهای نیز از بیم تبدیل شدن به شرایط برخی کشورهای منطقه و آسیب دیدن کشور و مردم، به دنبال روشهای دیگری هستند. معلوم است که بهترین راه، انجام اصلاحات اساسی در درون سیستم است».
نامه آقای احمدینژاد پس از اعتراضهای دی ماه نوشته شده که برخی معترضان شعارهایی را علیه همه مقامهای جمهوری اسلامی سر دادند و در روزهای بعد نیز تعدادی از معترضان در شعارهای خود از سلسله پهلوی حمایت کرده و خواستار تغییر حکومت شدند.
آزادی در همه عرصهها «به محاق رفته است»
رئیسجمهوری سابق ایران در نامه ۳۰ بهمن خود همچنین از «امنیتی کردن و بستن فضای کشور» به عنوان یکی از سیاستهایی نام برده که «در کنار اشکالات متعدد ساختاری، باعث تداوم و تعمیق مشکلات و انباشت نارضایتی عمومی» شده است.
آقای احمدینژاد همچنین اعلام کرد که «اینک پس از چهار دهه نه تنها از آزادی سیاسی خبری نیست بلکه آزادی در عرصههای دیگر نیز به محاق رفته است. دولت و نهادهای حکومتی و عوامل امنیتی بر عرصههای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی سیطره کامل دارند».
وی تاکید کرده است: «یک مامور وزارت اطلاعات یا سازمان اطلاعات سپاه یا حفاظت اطلاعات قوه قضاییه میتواند یک فعال فرهنگی یا اجتماعی و یا اقتصادی را بدون دلیل موجه و برای سوءاستفاده به خاک سیاه بنشاند و آن فعال نیز دستش به جایی نرسد».
اعتراض آقای احمدینژاد به فضای امنیتی در حالی است که در دولت وی و به خصوص پس از اعتراضها به انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸ صدها نفر از فعالان سیاسی و اجتماعی بویژه توسط وزارت اطلاعات تحت نظر او بازداشت شدند.
فعالیت اقتصادی «اغلب مقامات ارشد» حکومت، «مهندسی انتخابات از سوی شورای نگهبان»، «معاف بودن قوه قضاییه از نظارت»، «تعدد مراجع نظارتی موازی» و «افزایش دایره دخالت دولت در زندگی مردم» از جمله دیگر انتقادهای آقای احمدینژاد است.
رئیسجمهوری سابق ایران در این نامه خواستار اصلاح ساختار شورای نگهبان و قوه قضاییه، «منع قاطع» نیروهای مسلح و نهادهای امنیتی از دخالت در امور سیاسی، تعیین تکلیف نهادهای موازی، بازنگری در نظام تصمیمگیری کشور، بازنگری در سازماندهی سیاسی کشور و تاسیس دادگاه قانون اساسی شد.
آقای احمدینژاد روز دوم اسفند نیز خلاصهای از نامه خود به رهبر جمهوری اسلامی را منتشر کرده بود که در آن نیز خواستار برکناری رئیس قوه قضاییه و «برگزاری فوری و آزاد انتخابات» در کشور بدون دخالت «نهادهای انتظامی» و «مهندسی شورای نگهبان» و «صدور دستور آزادی و منع تعقیب» برای مخالفان و منتقدان حکومت جمهوری اسلامی و رهبر آن شده بود.
«ثروت ۷۰۰ هزار میلیارد تومانی» نهادهای اقتصادی وابسته به رهبر ایران
رئیسجمهوری سابق ایران در نامه ۲۲ اسفند خود نیز خطاب به آیتالله خامنهای نوشته که بنیاد ۱۵ خرداد، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد تعاون سپاه، بنیاد تعاون ارتش، بنیاد تعاون بسیج، بنیاد تعاون وزارت دفاع و بخش اقتصادی کمیته امداد امام، «بیش از ۷۰۰ هزار میلیارد تومان ثروت دارند که مردم از گزارش کار و درآمد و محل مصرف آنها بیاطلاعند».
وی تاکید کرده که نهادهای فرهنگی وابسته به رهبر جمهوری اسلامی «صرفاً بودجه میگیرند اما معیارها و برنامههای آنان برای حمایت و یا عدم حمایت از یک کار فرهنگی و فکری برای همگان آشکار نیست».
رئیسجمهوری سابق ایران همچنین خواستار خروج نهادهای نظامی از فعالیتهای اقتصادی شده است.
آقای احمدینژاد در تیرماه سال ۹۰ در انتقاد از واردات بدون ضابطه کالا از معابر غیرقانونی، از اصطلاح «برادران قاچاقچی خودمان» استفاده کرد که به گفته او هر جا را که خواستهاند سوراخ کردهاند و از آنجا کالا به کشور وارد میکنند.
همان زمان صاحبنظران و کارشناسان در گمانهزنیهایشان، اشاره محمود احمدینژاد را به عملکرد اقتصادی سپاه پاسداران نسبت دادند، اما محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه، آن سخنان را «موضوع انحرافی» خواند.
بسیاری از پروژههای عمرانی و زیربنایی ایران در حوزههای مختلف از انرژی، مخابرات، راه و ترابری و سدسازی در سالهای گذشته با موافقت دولت و با ترک تشریفات مناقصه به قرارگاه خاتمالانبیاء سپاه پاسداران واگذار شده است.
این قرارگاه در سالهای گذشته برای تصاحب چندین قرارداد بزرگ جدید در حوزه نفتی و ساخت کشتی تلاش کرده و از دولت به دلیل واگذار نشدن این قراردادها به این نهاد انتقاد کرده است.
حسن روحانی، رئیسجمهوری ایران، نیز اوایل تیرماه امسال با انتقاد از حضور نهادهای نظامی در عرصه اقتصاد ایران گفته بود که «بخشی از اقتصاد دست یک دولت بیتفنگ بود که آن را به یک دولت با تفنگ تحویل دادیم».
این عبارت واکنش شدید طیفی از مقامهای سپاه پاسداران ایران را به دنبال داشت که آقای روحانی را به تلاش برای تضعیف سپاه متهم کردند.
اشتراک در:
پستها (Atom)


