۱۴۰۰/۰۴/۱۲

هشدار «اینتل‌ لب» به «بمب ساعتی بی‌صدا» در تهران

 
موسسه تحقیقاتی «اینتل‌ لب»، با انتشار تصاویر ماهواره‌ای، فرونشست زمین در اطراف تهران را «بمب ساعتی بی‌صدا» توصیف کرده و آن را تهدیدی برای 13 میلیون نفر جمعیت ساکن در این مناطق دانسته است.
  «اینتل‌ لب» که یک موسسه بین المللی مشاوره اطلاعاتی است، روز گذشته با انتشار یک گزارش و چند تصویر ماهواره‌ای علل این فاجعه را پدیده‌ انسانی توصیف کرد که به‌دنبال آن قطعی برق، ترکیدن لوله‌های گاز، تغییر شکل ریل‌ها، فرورفتگی زمین، کج شدن ساختمان‌ها، ترک خوردن جاده‌ها و رخ می‌دهد.
این گزارش اولین هشداری نیست که توسط موسسات بین‌المللی و مجلات علمی مطرح شده باشد، این موضوع از سال 82 مورد تحقیق قرار گرفته است و در سال 97 مجله‌ عملی «نیچر» نیز از فرونشست سالانه 25 سانتی‌متر در بخش‌هایی از پایتخت ایران خبر داده بود.
 
 
علیرضا شهیدی، رئیس سازمان زمین شناسی ایران نیز سال گذشته در مورد فرونشست زمین در تهران اعداد و ارقامی را حتی بالاتر از موسسات علمی و پژوهشی خارجی اعلام کرد و به عدد 36 سانتی‌متر در سال اشاره کرد.
کاوه مدنی، پژوهشگر و معاون سابق سازمان محیط‌زیست ایران در توییتی نوشت: «ماهواره‌ها کوچک‌ترین تغییرات را ثبت می‌کنند اما امنیتی‌ها نگران رصد سامانه‌های موشکی با دوربین تله‌ای هستند. خارجی‌ها هم فهمیدند که مشکلات محیط‌زیستی خودساخته بسان سلاح و بمب، ایران را نابود خواهد کرد اما حفاظت از محیط‌زیست کماکان یک موضوع غیرحیاتی برای سیاستمداران ایرانی و نهادهای دفاعی و امنیتی است.»
مدنی آذر 97 در رشته توییتی به عوامل این پدیده خطرناک اشاره کرد. او نوشت: « منطقه‌ فرودگاه بین‌المللی تهران نیز با این فرونشست مواجهه است و اضافه کرد این میزان فرونشست از بالاترین ارقام اعلام شده حال حاضر در جهان است.» او افزایش جمعیت شهری، استفاده بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی و سدسازی را که مانع از تغذیه طبیعی آب‌خوان‌ها می‌شوند از دلایل مهم فرونشست زمین در تهران توصیف کرد.
مدنی، نشست‌های رخ داده را برگشت ناپذیر خواند و گفت: «بررسی‌ها نشان می‌دهد زمین‌هایی که دچار فرونشست می‌شوند، نفوذپذیری خود را به مرور زمان از دست می‌دهند و نمی‌توانند با ذخیره آب به حالت اول برگردند.»

۱۴۰۰/۰۳/۲۲

فارین پالیسی: آمریکا با کشتی‌های جنگی ایران چه خواهد کرد؟


 فرارو: پایگاه خبری "فارین پالیسی" در گزارشی به مساله حرکت دو کشتی جنگی ایرانی به سمت آب‌های اقیانوس اطلس و ادعاهای مقام‌های آمریکایی در این رابطه و طرح این گمانه زنی که این کشتی‌ها احتمالا حامل سلاح برای ونزوئلا هستند پرداخته و تاکید کرده که آمریکا بر طبق "حقوق دریاها"، از کوچکترین حقی جهت ایجاد اختلال در روند ماموریت کشتی‌های جنگی ایرانی برخوردار نیست (با استناد به حق "مصونیت حاکمیت") و اگر چنین کند، بایستی خود را برای پرداخت هزینه‌هایی گزاف آماده کند.
 
فارین پالیسی در این رابطه می‌نویسد: «هفته گذشته "نشریه پولیتیکو" گزارش داد که ظاهرا دو کشتی جنگی ایرانی در راه اقیانوس اطلس قرار دارند. در این رابطه مقام‌های امنیت ملی آمریکا شدیدا ابراز نگرانی کردند و به طور خاص به این مساله اشاره کردند که آن‌ها (کشتی‌های ایرانی) احتمالا در راه ونزوئلا هستند و قرار است تحریم‌های آمریکا علیه کاراکاس را نقض کنند. در این راستا، سناتور "مارک روبیو" از دولت آمریکا درخواست کرده تا مانع از رسیدن کشتی‌های مذکور به سواحل ونزوئلا شود. با این حال، هرگونه اقدام آمریکا علیه کشتی‌های مذکور غیرقانونی خواهد بود و یکی از بنیان‌های اساسی نظم بین المللی را به چالش خواهد کشید: اصلِ “مصونیتِ حاکمیت/ “ sovereign immunity. آمریکا باید بداند که هزینه هرگونه اقدامی تهاجمی آن علیه کشتی‌های ایرانی، به شدت بالا خواهد بود. امری که در صورت وقوع، به نحو وحشتناکی ادعا‌های آمریکا مبنی بر اینکه حامی حقوق حمل و نقل آزاد دریایی است را به چالش خواهد کشید و از آمریکا تصویر یک نظام سیاسی فریبکار و منافق را به جهانیان نشان خواهد داد.
به گزارش فرارو، ایران و ونزوئلا در دهه گذشته به دلیل مواجه شدن با حجم گسترده تحریم‌های آمریکا، روز به روز به یکدیگر نزدیک‌تر شده اند و از این طریق، تا حدی از شدت فشار‌های سیاسی و اقتصادی واشنگتن علیه خود کاسته اند. "تجارت نفت" یکی از مهمترین محور‌های رابطه میان ایران و ونزوئلا بوده و دولت آمریکا به همراه برخی متحدان آن در سال‌های اخیر چندین کشتی ایرانی را که محموله سوخت داشته و عازم ونزوئلا بوده اند را توقیف کرده اند (حتی کشتی‌ها در برخی موارد تحت پرچم‌های دیگر بوده اند). استدلال اصلی آن‌ها هم این بوده که اساسا این کشتی‌ها در حال نقض تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا هستند. با این حال، این مرتبه وضعیت اندکی متفاوت است.
 
کشتی‌های ایرانی که عازم اقیانوس اطلس هستند، عضو نیروی دریایی ایران هستند و بر اساس حقوق بین الملل، کشتی‌های جنگی ایران می‌توانند به طور مستقیم به آمریکا هشدار دهند که با آن‌ها کاری نداشته باشد و اجازه دهد آن‌ها از اصل "مصونیت حاکمیت" دولت‌ها در جهان استفاده کنند.
 
حقوق دریا‌ها چه در قالب عرفی و چه متعارف، به کشتی‌های جنگی و دیگر کشتی‌های دولتی، حق مصونیتِ حاکمیت اعطا می‌کند. در زمان‌های صلح، این مصونیت یک بند و اصل حقوقی کاملا قدرتمند در برابر مداخلات احتمالی یک دولت خارجی است. البته که استثنا‌هایی نیز در این زمینه وجود دارد که به طور خاص در مورد دولت‌های ورشکسته، کشتی‌های جنگی جعلی، و یا مساله تسلیحات کشتار دسته جمعی صدق می‌کند. با این حال این‌ها صرفا مسائلی هستند که روی کاغذ مطرح می‌شوند و اصلِ مساله که اکنون در مورد ایران مطرح است را تغییر نمی‌دهد.
 
معاهده حقوق دریاها، کشتی‌های جنگی را به مثابه کشتی‌هایی تعریف می‌کند که به نیرو‌های مسلح کشور‌ها تعلق دارند و تحت هدایت افسران نظامی رسمی کشور‌های مختلف قرار دارند و از نظم و نسق نظامی خاصی پیروی می‌کنند. در این راستا، شاهدیم که دو کشتی جنگی ایرانی که اکنون در راه اقیانوس اطلس هستند، قویا و کاملا با تعریف یک کشتی جنگی، تحت آنچه معاهده حقوق دریا‌ها مطرح می‌سازد، همخوانی دارند.
 
معاهده سازمان ملل متحد که آمریکا معتقد است بازتاب دهنده حقوق بین الملل عرفی است، به وضوح به برخی از جلوه‌های قدرتِ اصل مصونیت حاکمیت دولت‌ها اشاره می‌کند. در این راستا، مصونیت حاکمیت در در ریا‌های بین المللی، حقی مطلق است. بند ۹۵ این معاهده می‌گوید: "کشتی‌های جنگی در آب‌های بین المللی از مصونیت کامل برخوردارند و بازیگران خارجی، حق نقض حقوق آن‌ها را ندارند". بند ۹۶ نیز به "کشتی‌های عملیاتی و متعلق به دولت ها، مصونیت کامل اعطا می‌کند. این حق همچنین در مناطق اقتصادیِ اختصاصی هم صدق می‌کند".
 
حتی در دریای‌های سرزمینی هم مصونیت حاکمیت از یک چشم انداز حمایتی قدرتمند برخوردار است. کشتی‌های جنگی از حق "عبور بی ضرر" در دریا‌های سرزمینی خارجی برخوردار هستند. دولت ساحلی می‌تواند قواعدی را برای امنیت دریانوردی وضع کند، اما اساسا هیچ حقی جهت انجام اقدامات تهاجمی علیه آن دسته از کشتی‌هایی که به مقررات احترام می‌گذارند ندارند. تا زمانی که کشتی جنگی متعهد به عبور بی ضرر باشد و دولت ساحلی را تهدید نکند، دولت ساحلی می‌تواند در شدید‌ترین حالت، تنها به کشتی مذکور دستور دهد تا آب‌های سرزمینی آن را ترک کند. در این رابطه، توقیف و یا بازداشت کشتی‌های جنگی اساسا مطرح نیست مگر اینکه کشتی جنگی، دولت ساحلی را تهدید کند که در این زمینه، "حق دفاع از خود" کاملا مشروع است و به رسمیت شناخته می‌شود.
 
آب‌های داخلی از جمله بنادر نیز وضعیت چندان متفاوتی ندارند. البته که یک کشتی جنگی به اخذ اجازه دولت ساحلی جهت ورود به آب‌های داخلی نیاز دارد. با این حال حتی در این زمینه یعنی جایی که دولت ساحلی از بیشترین اقتدار برخوردار است نیز، حق "مصونیت حاکمیت"، طبق حقوق بین الملل عرفی، کاملا پذیرفته شده است و از احترام برخوردار است.
 
در مورد کشتی‌های جنگی ایرانی که عازم آب‌های اقیانوس اطلس هستند باید گفت تا زمانیکه این کشتی‌ها تهدید به استفاده از زور نکنند، کاملا از حق مصونیت حاکمیت برخوردار هستند و در این رابطه فرقی نمی‌کند که آن‌ها در آب‌های بین المللی، مناطق اقتصادیِ اختصاصی، آب‌های سرزمینی، و یا آب‌های داخلی باشند. آمریکا حتی اگر کشتی‌های ایرانی حامل سلاح نیز باشند، نمی‌تواند آن‌ها را مورد تعرض قرار دهد. آمریکا باید بداند که بخش عمده‌ای از تحریم‌ها علیه ایران، تحریم‌های یکجانبه این کشور علیه تهران هستند و آمریکا نمی‌تواند با تکیه بر آن‌ها هر گونه که می‌خواهد با ایران رفتار کند.
 
آمریکا باید بداند که هرگونه برخورد آن با کشتی‌های جنگی ایرانی، با هزینه‌های فراوانی برای این کشور همراه خواهد بود. اگر آمریکا علیه کشتی‌های جنگی ایران دست به تعرض بزند و قضیه یه یک دادگاه بین المللی کشیده شود، آمریکا به بدترین وجه ممکن شکست خواهد خورد و این مساله موجب تقویت هر چه بیشتر ایران می‌شود. از سویی، اگر آمریکا بخواهد علیه کشتی‌های جنگی ایران دست به اقدامی بزند، باید بداند که نیروی دریاییِ خود را نیز در معرض تهدید‌های گسترده قرار داده و در آینده نزدیک، چین نیز برای خود حق قائل می‌شود تا کشتی‌های جنگی آمریکایی که برای تایوان سلاح می‌برند را توقیف و مواخذه کند. استدلال چین نیز این خواهد بود که آمریکا حق ندارد تحریم‌های چین علیه تایوان را نقض کند.
 
هرگونه اقدام آمریکا علیه کشتی‌های جنگی ایرانی، عملا نشان می‌دهد که آمریکا هیچ احترامی برای اصول و مقررات بین المللی قائل نیست و صرفا از قوانین به صورت ابزاری و در راستای منافع خود استفاده می‌کند. آمریکا باید بپذیرد که برای مواجهه با مساله حرکت کشتی‌های جنگی ایران به سمت اقیانوس اطلس، از هیچ ابزاری الا "دیپلماسی" نمی‌تواند استفاده کند.
 
مقام‌های آمریکایی باید بدانند که کشتی‌های جنگی ایرانی کاملا حق دارند که با هرگونه کارشکنی از سوی نیروی دریایی و یا نیروی‌های مسلح آمریکا برخورد کنند و به آن‌ها یادآوری کنند که بر اساس قانون حق ندارند کوچکترین مزاحمتی برای کشتی‌های ایرانی و حق "مصونیت حاکمیت" آن‌ها ایجاد کنند».

۱۴۰۰/۰۳/۱۵

خطر کشتی‌های جنگی ایران در حیاط خلوت آمریکا

 
العربیه: با نظر به سفر یک ناوگان ایرانی به مقصد ونزوئلا، «وال‌استریت ژورنال» می‌نویسد که ورود آسان کشتی‌های جنگی ایران به آب‌های دریای کارائیب، که تهدیدی علیه ایالات متحده به شمار می‌رود، می‌تواند الگویی برای ناوگان‌های دیگر قدرت‌های متخاصم همچون روسیه و چین فراهم کند.
ایران متحد دیرینه کوباست، و از بیست سال پیش که هوگو چاوز، ونزوئلا را به دیکتاتوری تبدیل کرد، تهران روابطش را با کاراکاس نزدیک‌تر کرده است. رژیم‌های خامنه‌ای و مادورو در امور دفاعی مشترک در ونزوئلا همکاری می‌کنند، و گفته می‌شود که دولت ونزوئلا برای تسهیل عبور و مرور ماموران رژیم ایران در منطقه، مدارک شناسایی «جعلی» صادر می‌کند.
به گفته «وال‌استریت ژورنال»، رابط اصلی ونزوئلا با ایران طارق العیسمی وزیر نفت لبنانی‌الاصل این کشور است. ایران یکی از تأمین‌کنندگان اصلی انرژی فسیلی در آمریکای جنوبی است، یعنی جایی که تولید بنزین به خاطر کمبود منابع سوختی، عدم نگهداری صحیح از تاسیسات، و فساد دولتی کاهش شدید پیدا کرده است.
در حالی که تحریم‌های آمریکا جلوی واردات منظم بنزین و گازوئیل به ونزوئلا را گرفته است، رژیم تهران برای سر پا نگه داشتن دیکتاتوری مادورو تانکر پشت تانکر نفت به کاراکاس می‌فرستد. تانکرهای ایرانی، ضمن انتقال سوخت به ونزوئلا، روش‌های فرار از رهگیری در آب‌های بین‌المللی را هم آزمایش می‌کنند.
دلیل سفر ناوگان ایرانی به ونزوئلا در این زمان خاص ممکن است مانوور نظامی سالانه مشترک بین آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش باشد، که قرار است از 12 تا 26 ژوئن به میزبانی کشور همسایه ونزوئلا، گویان اجرا شود. رژیم مادورو بر سر مرزهای دریایی با گویان اختلاف نظر دارد؛ بنابراین حضور نیروی دریایی ایران در آب‌های آن منطقه می‌تواند خطر تقابل به دنبال داشته باشد.
«وال‌استریت ژورنال» نتیجه می‌گیرد که حتی بدون سرشاخ شدن با ایالات متحده، اینکه رژیم ایران برای دولت مادورو تسلیحات و فناوری نظامی تامین می‌کند، خود به‌ خود تهدیدی برای منافع ایالات متحده و دوستانش در آمریکای لاتین است. این تهدید وقتی افزایش پیدا می‌کند که مسیرهای دریایی تجاری بین‌المللی منتهی به کانال پاناما را هدف قرار دهد.

۱۴۰۰/۰۲/۲۵

سفر ظریف به وین به دلیل اهتزاز پرچم اسرائیل بر فراز وزارت خارجه اتریش لغو شد

 
بر اساس این گزارش‌ها، این سفر پس از بر افراشته شدن پرچم اسرائیل بر فراز وزارت خارجه اتریش لغو شده است.
خبرگزاری ایسنا به نقل از سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه، در این باره نوشت: «آقای ظریف، سفر در این شرایط را به مصلحت ندانست و لذا ترتیبات سفر نهایی نشد.» او توضیح بیشتری در این باره نداد.
روز گذشته نیز عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران که برای انجام مذاکرات احیای برجام در وین به سر می‌برد، در توییتی با اشاره به برافراشته شدن پرچم اسرائیل، این موضوع را «شوکه‌کننده و دردناک» خوانده بود.
سباستین کورتز، صدراعظم اتریش، پیش از این در توییتی با اشاره به درگیری‌های اخیر اسرائیل و فلسطین، برافراشته شدن پرچم اسرائیل را نشانه همبستگی اتریش با اسرائیل خوانده بود.
محمدجواد ظریف دو روز پیش در اسپانیا با مقام‌های این کشور دیدار کرد و بر اساس گزارش‌های قبلی قرار بود یک «تور اروپایی» برای رایزنی‌های دیپلماتیک انجام دهد.
رسانه‌های ایران گزارشی درباره مقصد بعدی وزیر خارجه ایران منتشر نکرده‌اند ولی پیش از این گمانه‌زنی‌هایی درباره احتمال دیدار ظریف با مقام‌های کشورهای ایتالیا، بریتانیا، و فرانسه منتشر شده است.
محمدجواد ظریف روز ۲۲ اردیبهشت در بیانیه‌ای که درباره عدم نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری صادر کرد، تاکید کرده بود که سفرهای او «در اجرای وظایف وزیر «امور خارجه» است و هیچ ارتباطی به گفت‌وگوهای وین ندارد»

واشنگتن پست: ایران در سال ۲۰۰۳ می‌توانست بمب اتمی بسازد

 دو پژوهشگر آمریکایی با استناد به آرشیو اسناد هسته‌ای ایران کتابی نوشته‌اند که عنوان می‌کند تهران در سال ۲۰۰۳ در آستانه آزمایش بمب قرار داشت. آنها یادآور می‌شوند که ایران سال‌هاست امکان تولید سریع بمب اتمی را دارد.

دیوید آلبرایت، مدیر موسسه علوم و امنیت بین‌الملل و سارا برکهارد، پژوهشگر این موسسه کتابی با استناد به اسناد مربوط به طرح‌های هسته‌ای ایران نوشته‌اند که قرار است هفته آینده منتشر شود و عنوان آن "تلاش خطرناک ایران برای دستیابی به سلاح اتمی" است.

کتاب Iran's Perilous Pursuit of Nuclear Weapons بر مبنای محتویات و مدارک آرشیو هسته‌ای ایران تنظیم شده است؛ آرشیوی که در سال ۲۰۱۸ طی عملیاتی پیچیده از سوی ماموران سرویس اطلاعاتی اسرائیل ربوده شد.

نسخه‌ای از کتاب پیشاپیش در اختیار واشنگتن پست قرار گرفته و این روزنامه بخش‌هایی از کتاب را به طور خلاصه در گزارشی آورده است.

نویسندگان کتاب گفته‌اند که جمهوری اسلامی سال‌هاست توان لازم برای ساخت سریع بمب اتم را دارد و در سال ۲۰۰۳ می‌توانست در صورت دستور حاکمیت، بمب اتم تولید کند.

آلبرایت و برکهارد نوشته‌اند که بمب اتمی مربوطه، یک نمونه "تمام بومی" بوده و از جای دیگری تقلید و کپی نشده بود. آنها با تاکید بر نقش محوری محسن فخری‌زاده در پروژه‌های اتمی ایران، به عبور این کشور از چالش‌های فنی مربوط به تولید بمب اتمی در سال ۲۰۰۳ و آمادگی برای آزمایش بمب اشاره کرده‌اند.

به گزارش واشنگتن پست، در بخشی از کتاب آمده است: «کار بر روی سلاح اتمی در سال ۲۰۰۳ متوقف شد. در آن زمان کارشناسان ایرانی کلیه چالش‌های فنی امر را پشت سر گذاشته بودند و فقط به یک منبع قابل اطمینان سوخت شکافته (اورانیوم غنی‌شده یا پلوتونیوم) نیاز داشتند.»

نویسندگان کتاب گفته‌اند، گرچه کشته شدن فخری‌زاده ضربه بزرگی برای ایران بوده اما به توان این کشور برای تولید سلاح اتمی، صدمات کوتاه مدت زده است. به گفته آنها، اگر مقامات جمهوری اسلامی بخواهند بمب بسازند، می‌توانند به سرعت به چنین مرحله‌ای برسند: «اساسا دانش هسته‌ای در ایران به سطحی رسیده‌که می‌تواند هرگاه بخواهد به سرعت سلاح اتمی بسازد.»

جمهوری اسلامی با تاکید بر ماهیت غیرنظامی طرح‌های هسته‌ای، هرگونه تلاش برای دستیابی به بمب اتمی را رد می‌کند. ایران هم‌چنین ادعا کرده که برخی از اسناد سرقت شده از سوی اسرائیل، جعلی هستند.

سرویس‌های اطلاعاتی ایالات متحده اما همواره گفته‌اند که ایران دستکم تا سال ۲۰۰۳ یک طرح محرمانه هسته‌‌ای را دنبال می‌کرد و این تلاش‌ها را در تاسیسات نطنز پیش می‌برد.

بعد از خرابکاری اخیر در شبکه برق تاسیسات نطنز که منجر به تخریب سانتریفوژهای این مرکز شد، جمهوری اسلامی اعلام کرد غنی‌سازی ۶۰درصدی اورانیوم را آغاز می‌کند. سطح مورد نیاز غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت سلاح اتمی ۹۰ درصد است.

طبق توافق اتمی، ایران تنها مجاز است تا ۳/۶۷ درصد غنی‌سازی اورانیوم انجام دهد.

واشنگتن پست می‌نویسد، تولید بمب به مصالح ضرور نیاز دارد و سوال کلیدی تحلیلگران آن است که چگونه می‌توان جلوی دستیابی ایران به پلوتونیوم یا اورانیوم با غلظت بالا را گرفت تا امکان ساخت سلاح اتمی را نیابد.

۱۴۰۰/۰۲/۱۳

جواد کریمی قدوسی: خواهرزاده روحانی جاسوس ام‌آی‌سیکس انگلستان است

جواد کریمی قدوسی: 
خواهرزاده روحانی جاسوس ام‌آی‌سیکس انگلستان است 
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به نفوذ سرویس‌های جاسوسی در نهاد ریاست جمهوری در ۲ دولت روحانی گفت: باید به پرونده های سنگین نفوذ در دولت و نهاد ریاست جمهوری رسیدگی شود و مردم باید در جریان پرونده‌های جاسوسی از این نهاد از جاسوسی خواهرزاده روحانی تا معاونین و مشاورین وی از جمله حسام الدین آشنا قرار گیرد. جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی با اشاره به نفوذ سرویس‌های جاسوسی سیاه، ام آی سیکس و موساد در بدنه دولت و نهاد ریاست جمهوری به تشریح تعدادی از این نفوذها پرداخت و خواستار رسیدگی سریع و صریح قوه قضاییه به این پرونده‌ها شد. وی با تأکید براینکه یکی از پرونده‌های مهم در نهاد ریاست جمهوری نفوذ ام‌آی‌سیکس انگلستان از طریق اسماعیل سماوی خواهرزاده رئیس جمهور بود، افزود: 
این سرویس جاسوسی مرتب به خواهرزاده روحانی زنگ می‌زد و خط و مشی و مواضع رئیس جمهور را به خواهرزاده‌اش دیکته می‌کرد.
به گزارش بولتن نیوز ؛ عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه پرونده این فرد همچنان در دادسرای رسانه در جریان است، عنوان کرد: امیدواریم قوه قضاییه در خصوص این پرونده به مردم اطلاع‌رسانی کند و بگوید که چگونه رئیس جمهور برای بازداشت خواهرزاده خود، قوه قضاییه را تهدید می‌کرد. کریمی قدوسی حمایت واعظی وزیر سابق ارتباطات و فناوری اطلاعات از ادمین‌های آمدنیوز را یکی دیگر از پرونده سنگین نهاد ریاست جمهوری دانست و گفت:
 زمانی که آقای واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بود از ادمین‌های کانال معاند آمدنیوز حمایت می‌کرد و بعد دیدیم که نه تنها برخوردی با واعظی نشد بلکه وی در نهاد ریاست جمهوری به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور مشغول به کار شد. وی سومین مورد از نفوذ در دولت و نهاد ریاست جمهوری را فردی به نام کاووس سیدامامی دانست و خاطرنشان کرد: این فرد شایسته برجسته‌ترین عوامل نفوذ موساد در بدنه دانشگاهی، اجرایی و مشاوره دولت بود و از طریق پروژه‌های محیط زیستی به دنبال کشف و شناسایی فعالیت‌های موشکی و شهرک‌های زیرزمینی موشکی ایران بود. عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تأکید کرد:
 این فرد از مرتبطین با حسام‌الدین آشنا بود و حتی افرادی که سیدامامی را در جلسات سخنرانی آشنا می‌دیدند از آن حضور ذهن هم دارند. کریمی قدوسی یکی دیگر از پرونده‌های سنگین نفوذ در نهاد ریاست جمهوری را پرونده سنگین حسام‌الدین آشنا و زیرمجموعه‌هایش دانست و گفت:‌ دستگاه امنیتی و قضایی باید با جدیت به پرونده آشنا رسیدگی کند. بنابر گزارش دیده بان ایران؛ کریمی قدوسی پیشتر اتهامات متعددی را علیه ظریف و... مطرح کرده و دستگاه قضاء با او برخوردی نکرده است.

۱۴۰۰/۰۱/۳۰

معاون فرمانده نیروی قدس سپاه بر اثر "عارضه قلبی" درگذشت

سپاه پاسداران اعلام کرد سردار سرتیپ محمد حسین‌زاده حجازی، جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه بر اثر "عارضه قلبی" درگذشته است. او مدتی مسئول سپاه در لبنان و از فرماندهان نیروهای شبه‌نظامی ایران در سوریه نیز بوده است.

روابط عمومی سپاه پاسداران با انتشار اطلاعیه‌ای در روز یکشنبه ۲۹ فروردین اعلام کرد که سردار سرتیپ محمد حسین‌زاده حجازی، معاون فرمانده کنونی نیروی قدس سپاه پاسداران بر اثر "عارضه قلبی" درگذشته است.

در این اطلاعیه در مورد مسئولیت‌های تا کنونی سردار حجازی ۶۵ ساله آمده است که او پس از جنگ ایران و عراق مسئولیت‌هایی از جمله "فرماندهی نیروی مقاومت بسیج به مدت ۱۰ سال، ریاست ستاد مشترک سپاه، جانشین فرمانده کل سپاه و معاونت آماد، پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستادکل نیروهای مسلح" را برعهده داشته است.

این اطلاعیه می‌افزاید که حجازی "مدتی مسئولیت سپاه در لبنان را داشت" و در سال‌های اخیر "برای یاری‌بخشی به مدافعین حرم و کمک به جبهه مقاومت اسلامی" فعال بوده است. منظور مسئولان جمهوری اسلامی از "یاری‌بخشی به مدافعین حرم" مشارکت در جنگ داخلی سوریه است.

سردار حجازی در دی‌ماه ۱۳۹۹ در گفت‌وگو با شبکه المیادین در مورد نقش ایران در سوریه و حملات اسرائیل به نیروهای شبه‌نظامی جمهوری اسلامی گفته بود: «درباره حملاتی که ادعا می‌کنند به ایران وارد کرده‌اند، بسیاری از این ادعاها کذب و ادعاهای تبلیغاتی است. بارها دفتر مستشاری ایران در سوریه به این ادعاهای دروغ پاسخ داده است و گفته که چنین نیست. تصور می‌کنم چیزی را که اسرائیلی‌ها ادعا می‌کنند مثلا می‌گویند نیروهای ایران در سوریه مستقر هستند در حالی که ایران هیچ گاه نیرو یا یگان مستقر در سوریه نداشته و بیشتر در حالت‌های مستشاری در سوریه بوده‌اند؛ که گاهی این حضور مستشاری در حد گفتگو و مشورت دادن است و گاهی مستشار در میدان حاضر می‌شود و ارزیابی می‌کند.»

به گزارش باشگاه خبرنگاران، حجازی در این مصاحبه افزود: «حضور ایران در سوریه از ابتدا هم شامل استقرار نیرو و یگان نبوده است. مستشاران ما در یگان‌ها حضور داشته‌اند و راهنمایی کرده‌اند، اما اینکه ادعا می‌کنند پایگاه یا پادگانی از ایران را زده‌اند، درست نیست، چون چنین چیزی وجود ندارد. آن‌ها بخوبی می‌دانند که اگر نیرو یا شخصی از ایرانی‌ها را به شهادت برسانند، حتما با پاسخ ایران مواجه می‌شوند. حتما پاسخ می‌دهیم کما اینکه در گذشته پاسخ داده شده است. پس این ادعاها بدون پشتوانه است.»

اطلاعیه سپاه می‌افزاید، پس از مرگ قاسم سلیمانی، به پیشنهاد اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه و با حکم حسین سلامی، فرمانده کل سپاه به سمت جانشینی فرماندهی نیروی قدس منصوب شد.