۱۳۹۰/۰۸/۰۸

گزارش مخفیانه از اهتزاز پرچم القاعده در لیبی پس از قذافی



رئیس اقلیم کردستان عراق امروز برای دومین بار به ایران سفر کرد. سفری پس از بالا گرفتن تنش میان حزب حیات آزاد کردستان یا پژاک و سپاه پاسداران ایران. حالا مسعود بارزانی می گوید کردستان عراق و ایران شاخه های یک درخت هستند. علی اکبر صالحی، وزیر خارجه ایران هم گفته اقلیم کردستان عراق کمک کرده تا موضوع پژاک با گفت گو و توافق حل شود. اما چنین دیدارهایی برای ایران و دولت اقلیم کردستان عراق چه اهمیتی دارد و دو طرف در روابط شان دنبال چه چیزی هستند؟

۱۳۹۰/۰۸/۰۳

آینده» : مدتی پیش (26 مهر 1390) هواپیمای بویینگ 727 هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران درمسیر مسكو-تهران در هنگام فرود در باند فرودگاه مهرآباد با وجود باز نشدن ارابه جلوی هواپیما، با مهارت خلبان به سلامت به زمین نشست؛ پس از انتشار این خبر، فیلمی كه علی الظاهر توسط یكی از ماموران گشت های آتش نشانی و امداد حاضر در محل برای مقابله با عوارض سقوط چنین هواپیمای بزرگی ضبط شده است، منتشر شد.
این فیلم به خوبی مهارت تحسین برانگیز خلبان را نشان می دهد كه نیمه جلویی هواپیما را در باند، روی هواپیما هدایت می كند و علی الظاهر علاوه بر مهارت خلبان، سلامت تمام مسافران این پرواز حكم یك معجزه را دارد. امیدواریم با بازسازی خطوط هوایی ایران -حداقل از طریق اجاره هواپیماهای مدرن و نو- نیازی به معجزه برای جلوگیری از فاجعه نباشد.

عكس/استادان وفارغ التحصیلان مدرسه جنجالی


چرا خاوری برنمی گردد؟، چرا خاوری برگردد!

در حالیكه از اواسط هفته گذشته زمزمه هایی مبنی بر بازگشت خاوری به تهران بین خبرنگاران متصل به برخی محافل شنیده می شد، اظهارات شب گذشته دادستان كل كشور نشان داد این شایعه تنها ترفندی برای ایجاد تردید در این پرونده بود.
خروج محمودرضا خاوری از كشور در حالی انجام شد كه روز قبل از خروج وی، بازپرس پرونده در اهواز از وی تحقیق كرده بود و احتمال دستگیری را به او یادآور شده بود و همچنین معاون اول رییس جمهور و احتمالا برخی از مقامات دیگر در جریان خروج وی از كشور بودند، بنابراین نمی توان خروج وی را بدون هماهنگی و مخفیانه تلقی كرد.
از سوی دیگر با وجود آن كه این پرونده به پرونده سه هزار میلیارد تومانی مشهور است، ابعاد آن بنابر ارقام اعلام شده توسط دادستان كل كشور به بیش از 4700 میلیارد تومان می رسد، چرا كه بدهی گروه آریا تنها به بانكهای ملی و صادرات 4700 میلیارد تومان است و در حدی است كه قطعا پرداخت ها به این گروه بدون اطلاع، حمایت و مساعدت مقامات ارشد اجرایی در سطح وزیر اقتصاد، رییس كل بانك مركزی و مسئولان دولتی ممكن نیست. بنابراین اگر قرار بود محمودرضا خاوری مورد بازجویی و محاكمه قرار گیرد، قطعا از پشت پرده این پرداختها خبر می داد و پای سایر مقامات به میان می آمد.
در شرایطی كه حجت الاسلام اژه ای شب گذشته در سیمای جمهوری اسلامی به صراحت توضیح داد كه برای احضار و نه بازداشت یك مدیر معمولی و نه ارشد به شدت مورد فشار قرار گرفته است، تصور این كه با اعترافات خاوری قرار بود پای چه كسانی به پرونده كشیده شود، خود ابعاد موضوع و واكنش های مقامات دانه درشت را نشان می دهد و عاقلانه بودن این تصمیم كه با بیرون فرستادن خاوری، از سرایت روند رسیدگی به مقامات بالاتر جلوگیری شود را یادآوری می كند.
در این شرایط رسیدگی به پرونده فساد اقتصادی بزرگ در سیستم بانكی عملا به مسیر هدایت شده ای سوق می یابد كه به مجازات و بازپس گیری اموال از گروه آریا و تعدادی از كارمندان بانكهای صادرات و ملی می انجامد و همان گونه كه محمود احمدی نژاد قبل از تشكیل دادگاه و پایان تحقیقات با اطمینان كامل اظهار كرده است، پای هیچ یك از مقامات دولتی به پرونده كشیده نشده و این پرونده نیز با خیر و خوشی به پایان خواهد رسید.
از سوی دیگر سرنوشت فاضل خداد كه با امان نامه به ایران بازگشت، اما درنهایت اعدام شد نیز تردیدهای باقیمانده خاوری را برای عدم بازگشت به كشور برطرف می كند و تنها در این میان سوژه ای مناسب برای سرویسهای اطلاعاتی آمریكا و كانادا جهت كسب اطلاعات مربوط به فعالیتهای ایران برای دور زدن تحریمها از خاوری فراهم می شود.
و در نهایت اینكه با اظهارات شب گذشته حجت الاسلام اژه ای مبنی براینكه گروه آریا هیچ آورده قابل توجهی نداشته و تمام اموال این گروه از محل وجوهات بانكی و دولتی تامین شده است، به نظر می رسد اظهارات چندی پیش رییس كل بانك مركزی مبنی بر بیشتر بودن اموال گروه آریا از بدهی های این گروه نادرست بوده است و با توجه به آن كه گروه آریا مبالغی بیش از 500 میلیارد تومان را جهت تنزیل یا به زبان شرعی ربا پرداخت كرده است، دست كم علاوه بر اموال خود 500 میلیارد تومان نیز به بیت المال بدهكار است.

۱۳۹۰/۰۸/۰۲

نماینده گرین کارت دار مشخص شد

پس از آنکه عماد افروغ نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی از گرین کارت داشتن یکی از نمایندگان مجلس هشتم خبر داد، پیگیری‌های خبرنگار قانون صحت این موضوع را مورد تایید قرار داد.
هفته گذشته عماد افروغ نماینده سابق مجلس در گفت‌وگو با یک سایت خبری اعلام کرد که «یک وکیل‌الدوله «گرین کارت» دارد!». به دنبال انتشار این خبر، خبرنگار پارلمانی قانون بررسی‌های خود را در مجلس انجام داد تا صحت این خبر را جستجو کند.
به دنبال این بررسی‌ها، مشخص شد «وکیل الدوله»ای که عماد افروغ نامی از او نبرده اما اعلام کرده که وی گرین کارت دارد، حجت‌الاسلام مرتضی آقاتهرانی، نماینده تهران و عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی است.
البته پیشتر نیز آقاتهرانی در مصاحبه‌ای که با رادیو گفت‌وگو داشت به این مسئله اذعان کرده بود.


این نماینده تهران در مصاحبه با رادیو گفت‌وگو در پاسخ به سوال خبرنگار که پرسید آیا به کانادا می‌روید؟ گفته بود: «خیلی کم می‌روم چون لب مرز خیلی اذیت می‌کنند و با وجود اینکه ما همدیگر را می‌شناختیم و علیرغم اینکه گرین کارت داشتم اما آن‌ها به دلیل نزدیکی من به دولت مرا مورد بازجویی قرار می‌دادند. در حالی که من می‌گفتم: معلم اخلاق دولت دهم هستم و حتی اگر بوش هم از من دعوت کند که به او درس اخلاق دهم می‌روم و امروز مشکل جوانان ما این است که از اخلاق چیزی نمی‌دانند و اگر بدانند عمرشان هدر نمی‌رود».
ناگفته نماند که در سایت شخصی آقاتهرانی نیز به این مسئله اشاره شده است: «... در قالب یک گروه، با نظر حضرت آیت‌الله مصباح (حفظه الله) برای کسب علوم روز، به همراه زن و فرزند عازم غرب شد. قصه پشت کار وی در آنجا از زبان خانواده اش واقعا شنیدنی است. توکل و توسل، در آن بلاد کفر بیش از پیش به یاری پشت کار حاج شیخ مرتضی آمدند. سال اولی که به کانادا هجرت کرده بود، خبر فوتِ شهادت گونه پدرش، او را به ایران خواند. حاج اکبر در بازگشت از سفر مشهد مقدس طی سانحه تصادف جان به جان آفرین تسلیم کرده بود. شاید حاج اکبر سواد آن چنانی نداشت، اما یک مسلمان و شیعه واقعی بود که می توان وی را اولین معلم و استاد فرزند به حساب آورد (بعد از آن که شیخ مرتضی حالات پدر را برای استادش، آیت الله بهجت (رحمة الله) بازگو کرده بود، ایشان فرموده بودند: «ناراحت نباش او با شهدا است، این گونه افراد به افسانه می مانند»). حاج شیخ مرتضی هنوز هم موفقیت هایش را مرهون دعای خیر و رضایت قلبی و الدینش می داند. به مراسم تشییع و تدفین پدر نرسید. برای چهلّم پدر چند روزی به ایران آمد و دوباره در میان نگاه‌های نگران و پر از غم و غصه مادر به کانادا بازگشت. وی از دانشگاه مک‌گیل مونترال مدرک فوق لیسانس عرفان گرفت، سپس به آمریکا مهاجرت کرد و از دانشگاه سونی بینگ همتون مدرک فوق لیسانس فلسفه غرب گرفت. در کنار مطالعه سنگین و شبانه روزی، مسئولیت امامت جمعه و جماعت، اداره مؤسسه اسلامی نیویورک را هم به عهده داشت. مؤسسه اسلامی نیویورک در زمان حضور حاج شیخ مرتضی بسیار زنده و پررونق بود. جلسات بین الادیان، بین المذاهب، پرسش و پاسخ، مسابقات قرآنی، سخنرانی‌های هفتگی، نظارت بر امور مدارس موسسه، دعای کمیل، ندبه، مراسم عزاداری محرم، مراسم ویژه ماه مبارک رمضان و ... با حضور ایرانیان مقیم نیویورک برگزار می‌شد. با اخذ مدرک دکترای فلسفه عرفان، کار درسی‌اش در آنجا تمام شد و علی‌رغم اصرار شدید مردم و برخی مسئولین، موسسه را رها کرد و به قم بازگشت. مهاجرت او به غرب حدود هشت سال و نیم طول کشید(79-71)

۱۳۹۰/۰۷/۲۵

آیت الله یزدی شیمی درمانی می شود؟

فرارو : گفته می شود آیت الله محمد یزدی، نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری طی چند روز آینده برای انجام شیمی درمانی راهی بیمارستان خواهد شد.
به گزارش فرارو به نقل از شیعه آنلاین، گویا آیت الله یزدی از سرطان پروستات رنج می برد.
آیت الله یزدی در سال‌ 1310‌ شمسی‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. او از شاگردان حضرات آیات بروجردی، امام خمینی، مرعشی، شیخ مرتضی حائری، سید محمدعلی ابطحی، علامه طباطبایی، اراکی، شیخ حسن نجف آبادی، فقیه و لاکانی بوده است.
آیت الله یزدی‌ در مسؤولیت های‌ زیادی‌ ایفای‌ نقش کرده است؛ از جمله: ریاست‌ دادگاه‌ انقلاب‌ اسلامی‌ قم‌ ، ریاست‌ دفتر امام‌(ره‌) در قم‌ ، نمایندگی‌ مجلس‌ خبرگان‌ قانون‌ اساسی‌ ، نمایندگی‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ در دوره‌ اول‌ از قم‌ و دوره‌ دوم‌ از تهران‌ ،نمایندگی‌ رؤسای‌ سه‌ قوه‌ در هیأت‌ سه‌ نفره‌ حل‌ اختلاف‌ بین‌ مرحوم‌ رجایی‌ و بنی‌صدر ، نائب‌ رئیس‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ ، عضویت‌ در شورای‌ نگهبان‌ پس‌ از استعفای‌ آیة‌الله‌ صافی‌ گلپایگانی‌ ،‌ عضویت در شورای‌ بازنگری‌ قانونی‌ اساسی‌ ، ریاست‌ قوه‌ قضائیه‌ با حکم‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ در دو دورة‌ پنج‌ ساله‌ ، نمایندگی‌ مجلس‌ خبرگان‌ رهبری‌ و نائب‌ رئیس‌ و قائم‌ مقام‌ اجرائی‌ جامعه‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌.

پیشینه منصور ارباب سیر، متهم اصلی پرونده ترور در آمریکا

۱۳۹۰/۰۷/۲۴

سلحشور سینمای ایران را به 'فاحشه خانه' تشبیه کرد

فرج الله سلحشور، کارگردان ایرانی، با انتقاد از تلاش یک تهیه کننده برای دعوت از آنجلینا جولی، هنرپیشه پرآوازه هالیوود به ایران، گفت که "سینمای ایران فاحشه خانه است."
آقای سلحشور، روز شنبه ۲۳ مهر (۱۵ اکتبر) در گفتگوی اختصاصی با پانا (خبرگزاری کانون دانش آموزی ایران) گفت: "هنرپیشه‌های زن ایران خودشان یک پا آنجلینا جولی هستند و سینمای ایران باید هم برای ادامه فعالیت خود فاحشه بین المللی بیاورد."
او به خبرگزاری پانا گفته است: "سینمای ایران فاحشه خانه است. مگر صبح تا شب عکس های هنرمندان چاپ نمی شود. وقتی زن‌های ما افتخارشان این است که عکس های خود را به صورت نیمه عریان در اینترنت بگذارند، یعنی خودشان یک پا آنجلینا جولی هستند."
به گزارش رسانه های داخلی ایران، یکی از تهیه کنندگان این کشور تلاش کرده بود که از آنجلینا جولی برای بازی در یک فیلم جدید تولید ایران دعوت کند.
علی سرتیپی، تهیه کننده فیلم "رسوایی" که قرار است با کارگردانی مسعود ده نمکی ساخته شود، چند روز پیش در گفتگو با خبرگزاری فارس، ضمن تایید این خبر گفته بود که آقای ده نمکی با این پیشنهاد مخالفت کرده است.
از فرج الله سلحشور سریال "یوسف پیامبر" از تابستان ۱۳۸۷ به مدت یک سال هر هفته از تلویزیون ایران پخش شد.
بیشتر فیلم ها و سریال های ساخته آقای سلحشور بر اساس متون مذهبی است - از جمله فیلم "ایوب پیامبر" و سریال های "مردان آنجلس" و "یوسف پیامبر".

۱۳۹۰/۰۷/۲۰

کتاب آلمانی پرستو فروهر: سرزمینی که پدر و مادرم در آن به قتل رسیدند

پرستو فروهر، وظیفه و مسئولیتی که تا آخر باید دنبال شود
پرستو فروهر فرزند پروانه و داریوش فروهر، ماجرای قتل هولناک پدر و مادر خود را در کتابی با عنوان «سرزمینی که پدر و مادرم در آن به قتل رسیدند» شرح داده است. انتشارات "هردر" آلمان این کتاب را منتشر کرده است.
«سرزمینی که پدر و مادرم در آن به قتل رسیدند» نام کتاب تازه‌ای است که به قلم پرستو فروهر هنرمند ایرانی و فرزند پروانه و داریوش فروهر به بازار کتاب آلمان عرضه شده است. این کتاب به زبان آلمانی نوشته شده و انتشارات "هردر" آن را منتشر کرده است.
پروانه اسکندری و داریوش فروهر، اولین قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای بودند. گروهی از اعضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، پائیز سال ۱۹۹۸ میلادی، نیمه شب وارد خانه این دو فعال سیاسی سرشناس شدند و آن‌ها را به‌طرزی فجیع کشتند.
پرستو فروهر در ۱۳ سال گذشته، هرسال در سالروز قتل پدر و مادر خود به ایران رفته و کوشیده است با برگزاری مراسم یادبود آن‌دو، مانع فراموشی این جنایت بزرگ شود. اما در سال‌های گذشته، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی همواره مانع برگزاری این مراسم شده‌اند. در چند مورد از این سفرها، حتی برای پرستو فروهر مزاحمت‌هایی فراهم کرده‌اند و یکبار نیز گذرنامه وی ضبط شده است.
۱۳ سال تلاش برای کشف حقیقت
پرستو فروهر در کتاب خود کوشیده است پرتوی بر تلاش‌های ناکامی بیافکند که ظرف ۱۳ سال گذشته برای روشن‌شدن پرونده قتل‌های سیاسی انجام داده است. در عین‌حال جریان روزمره روند تعقیب پرونده را نیز توضیح می‌دهد تا روشن کند چه موانعی بر سر راه کشف حقیقت ایجاد شده‌اند.
پروانه و داریوش فروهر، نخستین قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای
کتاب در واقع گزارشی است پیرامون روش‌های پنهان نگه‌داشتن حقیقت در کشوری که از حاکمیت قانون در آن خبری نیست. در چنین جامعه‌ای، گروهی از انسان‌ها وسیله انجام جنایت می‌شوند تا در مردم ترس ایجاد کنند.
پرستو فروهر درباره انگیزه‌های خود برای نوشتن کتاب «سرزمینی که پدر و مادرم در آن به قتل رسیدند» می گوید: «می‌خواستم ترس و خشمی را توضیح بدهم که خیلی‌ها مثل من در خودشان حمل می‌کنند؛ درباره سرکوبی گزارش بدهم که بر سرنوشت‌‌ها فشار می‌آورد؛ درباره شجاعت و مقاومت انسان‌هایی که می‌شناسم، سوگواری برادرم، مادر بزرگم که خدای خوب خودش را گم کرده و دلداری‌هایی که یک راننده تاکسی هنگامی که مرا به دادگاه می‌رساند، به من می‌داد.»
در این کتاب، پرستو فروهر، تصویرهایی از خانه پدری ارائه می‌دهد که از یک سو انباشته از خاطراتی شیرین و گرم است و از سوی دیگر تراژدی قتل صاحبانش را تداعی می‌کند.
نویسنده‌ی «سرزمینی که پدر و مادرم در آن به قتل رسیدند» درباره علت نوشتن این کتاب همچنین گفته است: «قتل‌های سیاسی، تنها ردپایی زخمین برجای نمی‌گذارند، بلکه وظیفه و مسئولیتی را هم ایجاد می‌کنند که تا زمان توضیح کامل این جنایات، باید دنبال شود.»

توصیه نامه یک میلیارد دلاری وزیر بازرگانی برای اختلاس گر بزرگ+سند

شرکت توسعه سرمایه‌گذاری امیر منصور آریا، مجموعه سرمایه گذاری خصوصی است که این روزها انتشار اخبار سوء استفاده‌های عجیب و نجومی مؤسسان آن از مجموعه بانکی کشور که رسانه‌ها رقم آن را تا ۳۰۰۰ میلیارد تومان برآورد کرده‌اند، همه را شگفت‌زده کرده است.
این در حالی است که اسناد به دست آمده توسط خبرنگار رجانیوز پیرامون سفارش برخی از وزرای دولت دهم به بانک مرکزی برای افزایش سقف اعتباری شرکت‌های زیرمجموعه این گروه اقتصادی، سوالات مختلفی را از نحوه نفوذ و سفارش‌های پشت پرده برای این شرکت به وجود آورده است.
به گزارش جهان دو سند به دست آمده توسط خبرنگار رجانیوز، حاکی از نامه‌نگاری وزیر وزارت وقت بازرگانی با رئیس کل بانک مرکزی، برای افزایش سقف اعتباری یک میلیارد دلاری در بانک ملی برای یکی از شرکت‌های اقماری گروه امیرمنصور آریا و همچنین مستثنی شدن یکی دیگر از این شرکت‌های اقماری از شمول بسته سیاستی- نظارتی شبکه بانکی در سال 89 شده است.
این در حالی است که شگرد شرکت توسعه سرمایه‌گذاری امیر منصور آریا که برادران امیرخسروی موسسان آن را تشکیل می‌دهند، تاسیس شرکت‌های اقماری و فعالیت گسترده اقتصادی به‌واسطه این شرکت‌ها و با استفاده از ارتباطات گسترده خود بوده است.

در همین حال، مهدی غضنفری وزیر وقت بازرگانی با صدور درخواست نامه‌ای به محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی، از وی درخواست کرده است که با توجه به اینکه شرکت "تجارت گستران منصور" از شرکت‌های اقماری موسسه امیرمنصور آریا، به عنوان مباشر وزارتخانه متبوعش در امر تامین گوشت قرمز، مرغ، کنجاله سویا و ذرت نزد بانک ملی به شمار می‌رود وبا توجه به اینکه سقف اعتباری تخصیص یافته برای این شرکت نزد بانک ملی تکمیل شده و به اتمام رسیده است، بانک مرکزی با گشایش اعتبار مجددی به سقف یک میلیارد دلار خارج از سقف اعتباری موجود در بانک ملی برای این شرکت موافقت کند. متن این درخواست به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر بهمنی
رئیس کل محترم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
سلام علیکم
از آنجا که شرکت تجارت گستران منصور، مباشر این وزارتخانه در امر تامین گوشت قرمز، مرغ، کنجاله سویا و ذرت نزد بانک ملی می‌باشد و از طرفی سقف اعتباری مجاز برای این شرکت موصوف در بانک مذکور تکمیل گردیده، لذا خواهشمند است دستور فرمایید تا سقف یک میلیارد دلار بنام شرکت فوق خارج از سقف اعتباری موجود در بانک ملی ایران، گشایش اعتبار صورت گیرد.
مهدی غضنفری
رونوشت:
جناب آقای دکتر خاوری مدیرعامل محترم بانک ملی ایران، خواهشمند است با توجه به سوابق دستور فرمایید مراتب مورد اقدام قرار گیرد. بدیهی است مجوز لازم برای افزایش سقف اعتبار شرکت مذکور در اسرع وقت از طریق مراجع ذیربط اخذ و ارائه خواهد شد.
این در حالی است که غضنفری در نامه‌ای دیگر، به رئیس بانک مرکزی، از وی خواسته است که شرکت "نهان گل"، یکی دیگر از شرکت‌های اقماری امیرمنصور آریا، که باز هم به عنوان مباشر وزارت بازرگانی در خصوص ذخیره‌سازی کالاهای اساسی معرفی شده است، جهت اخذ تسهیلات، از بسته سیاستی ـ نظارتی شبکه بانکی کشور مستثنی شود.
غضنفری در این نامه نوشته است:
جناب آقای دکتر بهمنی
رئیس کل محترم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
سلام علیکم
با عنایت به مصوبه شورای عالی پول و اعتبار مورخ 30/6/1389 در خصوص اصلاح مواردی از ضوابط سیاستی ـ نظارتی شبکه بانکی کشور، نظر به اینکه شرکت نهان گل به عنوان مباشر وزارت بازرگانی در خصوص ذخیره سازی کالاهای اساسی به بانک ملی ایران جهت اخذ تسهیلات معرفی گردیده و با توجه به بررسی و اعلام بانک مذکور مبنی بر اینکه شرکت یاد شده مشمول تبصره‌های (1) و (2) ماده 18 بسته سیاستی ـ نظارتی شبکه بانکی می‌باشد. خواهشمند است جهت مستثنی شدن شرکت فوق از ضوابط بسته مزبور دستور اقدام لازم صادر فرمایید.
مهدی غضنفری
دستور بهمنی بر این نامه:
(فوری)
باسمه تعالی
جناب آقای دکتر پورمحمدی
باسلام
لطفا تلفنی وضعیت بدهی و تعهدات نهان گل از بانک ملی استعلام شود. و همچنین میزان تسهیلات پرداختی با سررسید آن. 30/ 8/89
این در حالی است که بررسی‌های خبرنگار رجانیوز حاکی از آن است که محمد رضا رژیمند عضو هیات مدیره شرکت توسعه سرمایه گذاری امیرمنصور آریا نائب رئیس هیات مدیره شرکت تجارت گستران منصور است.
موسسه حسابرسی و خدمات مالی آریا نیز به عنوان بازرس شرکت نهان گل به ثبت رسیده است.
رجانیوز با خودداری از هرگونه گمانه زنی مبنی بر تلاش برای ایراد اتهام، با وجود این توصیه نامه‌ها و اذعان وزیر وقت بازرگانی مبنی بر مباشرت دو شرکت از شرکت‌های گروه امیر منصور آریا برای این وزارتخانه در امر واردات کالاهای اساسی پاسخ سوالات زیر را به عنوان سوالاتی اساسی از وزیر محترم صنعت، معدن و تجارت خواستار است:
1. مجموعه آریا با کدام صلاحیت یا پشتوانه و توصیه‌نامه موفق به اخذ جایگاه مباشرت وزارت بازرگانی در امر واردات کالاهای اساسی برای تنظیم قیمت‌های در بازار شده‌ است.
2. آیا توصیه وزیر محترم به رئیس بانک مرکزی برای افزایش سقف اعتبارات این شرکت نزد بانک ملی به مبلغ ریالی هزار میلیارد تومان، خارج از سقفی که پیش از این نزد بانک ملی برای شرکت تجارت گستران منصور در نظر گرفته شده بوده است، با علم به وضعیت مالی شرکت و عدم امکان تامین وثیقه از جانب این شرکت از یک سو و نیاز بسیاری از واحدهای تجاری و تولیدی به مبلغی بسیار کمتر از این برای جلوگیری از ورشکسته شدن صادر شده است؟
3. ملاک وزیر وقت بازرگانی برای انتخاب یک شرکت به عنوان مباشر این وزارتخانه در امر واردات تنظیم بازار و درخواست از بانک مرکزی برای افزایش سقف اعتباری شرکت‌ها چیست؟
4. آیا هر شرکتی می‌توانسته به‌عنوان مشاور وزارت بازرگانی از چنین توصیه‌هایی برخوردار باشد و یک تولید کننده سالم که افتضاحات مالی گروه امیر منصور آریا را ندارد، می‌تواند در سیستم چنین رشدی کند؟
5. آیا توصیه وزیر بازرگانی متعاقب توصیه یک مقام دیگر بوده است یا وی رأساً تشخیص داده که باید چنین توصیه‌ای بکند؟

ایران به "طراحی توطئه تروریستی در آمریکا" متهم شد

اریک هولدر، وزیر دادگستری آمریکا و رابرت مولر، رئیس پلیس داخلی آمریکا (اف بی آی) ایران را به دست داشتن در طراحی توطئه‌ای برای حمله به سفارت‌های عربستان و اسراییل در آمریکا و کشتن سفیر عربستان متهم کرده‌اند.
دو مقام یادشده روز سه‌شنبه (۱۱ اکتبر/ ۱۹ مهر) در یک کنفرانس خبری در واشنگتن، از انتشار کیفرخواست در نیویورک برای دو ایرانی به نام‌های غلام شکوری و منصور ارباب سیار خبر دادند. این دو ظاهراَ با طراحی سپاه قدس (شاخه سپاه پاسداران) و از طریق همکاری با اعضای کارتل قاچاق مواد مخدر در مکزیک قصد انجام ترورهای یادشده را داشته‌اند. به گفته‌ی اریک هولدر، ایران به این کارتل مواد مخدر برای انجام این منظور یک و نیم میلیون دلار پرداخت کرده است.
اتهام به مقام‌های ارشد ایران
دو مقام آمریکایی مسئولان ارشد ایران را به آگاهی و دست‌داشتن در توطئه یادشده متهم کرده‌اند. وزارت خارجه آمریکا نیز در بیانیه‌ای گفته است که تشدید استفاده ایران از خشونت نشان‌دهنده آن است که این کشور قصد تغییر رویه خود را ندارد. در این بیانیه آمده است که تحریم‌ها و فشارها علیه سپاه پاسداران شدت خواهد گرفت.
به گفته مقام‌های آمریکایی ارباب سیار که از بستگان شکوری است و پاسپورت ایرانی دارد هم‌اکنون در آمریکا در بازداشت به سر می‌برد. ولی شکوری در ایران است.
بر اساس گزارش منتشر شده منصور ارباب سیار روز ۲۹ سپتامبر در مکزیک دستگیر شده و سپس به نیویورک انتقال یافته است. اریک هولدر اظهار داشته است که این توطئه از سوی "سران ارشد سپاه قدس و همچنین نظامیان بلندپایه ایران" برنامه‌ریزی شده بوده است.
"موفقیت بزرگ برای سازمان‌های امنیتی آمریکا"
در همین حال کاخ سفید کشف این توطئه را مورد قدردانی قرار داده و آن را دستاورد مهمی برای سرویس‌های اطلاعاتی و قانونی آمریکا خوانده است. همچنین اعلام شده است که باراک اوباما، رییس‌جمهوری آمریکا به سازمان‌های مرتبط دستور همکاری کامل با این تحقیقات را صادر کرده است. در بیانیه کاخ سفید آمده است: «رییس‌جمهور در ابتدا در ماه ژوئن در جریان این مسئله قرار گرفت و به مأموران دستور داد تا تمامی حمایت‌های لازم برای انجام تحقیقات در این زمینه را فراهم آورند.»
به گفته‌ی اریک هولدر‌، دولت ایالات متحده هر چه سریعتر اقدامات نامشخصی را علیه دولت ایران به کار خواهد گرفت. به گفته‌ی دادستان‌های آمریکایی منصور ارباب سیار، ۵۶ ساله، ناآگاهانه به یکی از خبرچین‌های دایره مبارزه با مواد مخدر پیشنهاد همکاری در این طرح را داده است. این خبرچین که خود را به عنوان یکی از اعضای کارتل‌های مواد مخدر مکزیک جا زده بوده است، چندین بار با منصور ارباب سیار در مکزیک دیدار کرده است. گفته می‌شود که ارباب سیار از مجموع یک و نیم میلیون دلار، صد هزار دلار را پرداخت کرده بوده است. دادستان‌های آمریکایی گفته‌اند که چنانچه اتهامات منصور ارباب سیار در دادگاه ثابت شوند، می‌تواند برای وی حکم حبس ابد صادر شود.
پیریت برارا، دادستان ایالات متحده در منهتن نیز که در کنفرانس خبری واشنگتن حضور داشت، خاطر نشان ساخت: «ما اجازه نخواهیم داد که کشورهای دیگر از خاک ما به عنوان صحنه نبرد استفاده کنند.»
در همین حال هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا نیز پس از کشف این توطئه از اعمال تحریم‌های بیشتر علیه مقامات ایرانی خبر داده است.
اولین واکنش ایران
رامین مهمان پرست، سخنگوی وزارت خارجه ایران در واکنش به اظهارات مقام‌های آمریکایی، با "محکوم کردن هرگونه عملیات تروریستی"، رفتار آمریکا را "مبتنی بر سیاست‌های خصمانه و دیرینه محور آمریکایی – صهیونیستی‌‌‌‌" خواند و آن را در راستای "سناریوسازی تفرقه افکنانه از سوی دشمنان اسلام و منطقه" توصیف کرد. وی گفت که "روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی مبتنی بر احترام متقابل است و تحت‌الشعاع ادعاهای مقام‌های آمریکایی قرار نخواهد گرفت."

۱۳۹۰/۰۷/۱۹

نماینده ایران در آژانس پشت میز اسرائیل

در عكس زیر دكتر علی اصغر سلطانیه، نمایندگی دائم ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی در جلسه ماه گذشته آژانس دیده می شود كه پشت میز نمایندگی اسرائیل نشسته و در حال انجام یك گفتگوی رسمی است.

سلطانیه مشغول بحث و گفتگو با یكی از اعضای هیئت نمایندگی ایرلند - كه ریاست كمیته پادمان‌های هسته‌ای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را برعهده دارد - و یك دیپلمات كوبایی است. وی در این گفتگو از سوی دو مقام ایرانی دیگر همراهی می شود.
بسیار سخت است تصور كنیم كه دیپلمات ارشد ایرانی، بعد از گذراندن شش سال بعنوان نماینده تهران در آژانس اتمی، بدون اینكه زنگ خطری به صدا در آید، پشت میز اسرائیل نشسته باشد. اینطور تصور می شود كه مقررات دفتری ایران در ماموریتهای خارجی از رخ دادن چنین اشتباهاتی جلوگیری نماید.
اگر هم تاكنون چنین مقرارتی نبوده باشد، شاید از حالا به بعد چنین مقرارتی وضع شود، البته ممكن است این تصویر ناشی از خطای زاویه دید نیز باشد!

طبقه همكف دانشكده كامپیوتر دانشگاه شریف

توزیع خرما بخاطر درگذشت استیو جابز

۱۳۹۰/۰۷/۱۷

خدمات یاتا به ایران ایر به‌ دلیل تحریم‌ها متوقف شد

بی بی سی فارسی مطلع شده که یاتا، انجمن بین‌المللی حمل و نقل هوایی، از چهارشنبه هفته پیش، تمامی خدمات تسویه حسابهای شرکت های هواپیمایی را با هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران به حالت تعلیق درآورده است.
آنتونی کانسیل، مدیرکل روابط عمومی یاتا به بی بی سی فارسی گفت تعلیق این خدمات، در راستای تحریم های آمریکا علیه ایران ایر است.
موضوعات مرتبطتحریم ایران، اقتصاد ایران آقای کانسیل در ای میلی به بی بی سی فارسی نوشت این اقدام در راستای تصمیم "اداره کنترل دارایی خارجی ها" (OFAC) در وزارت خزانه داری ایالات متحده آمریکا بوده چرا که تصمیم آن مرجع شامل حال فعالیت های یاتا هم می شود.
به گفته آقای کانسیل "ما بر این اساس موظف بودیم که تمامی خدمات خود به ایران ایر را از روز پنجم اکتبر جاری به حالت تعلیق درآوریم".
نام ایران ایر، مهم ترین و شناخته شده ترین نام ایرانی در عرصه خدمات هوایی نظیر مسافربری و باربری هوایی در لیست "اداره کنترل دارایی خارجی ها" قید شده است که مرجعی است برای نام افراد حقیقی و حقوقی که به طور مشخص نامشان در فهرست افراد ممنوع آمده است.
با این حال آقای کانسیل افزوده که شرکت ایران ایر همچنان می تواند بطور مستقیم به مسافرانش خدمات ارائه کند.
امیر پایور، خبرنگار امور اقتصادی در تلویزیون فارسی بی بی سی می گوید این اقدام یاتا منجر به تعلیق کلیه تسویه حساب های یاتا با ایران ایر شده است.
به گفته آقای پایور "ایران ایر می توانسته هم مستقیم به مسافران بلیط بفروشد یا از طریق آژانس های هواپیمایی و بعد یاتا مبادرت به تسویه این مبادلات مالی می کرده که اکنون این خدمات متوقف شده است".
عدم تحویل سوخت، فشار فزاینده
"در سفر اخیر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران به نیویورک جهت شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل، مسیر هواپیمای حامل وی بگونه ای برنامه ریزی شد که با توقف در موریتانی در مسیر نیویورک سوخت گیری کند"
طی ماههای اخیر و با تشدید تحریم های وضع شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد و تحریم هایی که آمریکا و کشورهای اروپایی علاوه بر مصوبات شورای امنیت بر علیه ایران وضع و اجرا کرده اند، فعالیت شرکت های مسافربری هوایی طرف معامله یا متعلق به ایران با مشکلاتی مواجه بوده است.
شمار فزاینده ای از کشورها اکنون از دادن سوخت به هواپیماهای ایرانی خودداری می کنند. در سفر اخیر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران به نیویورک جهت شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل، مسیر هواپیمای حامل وی بگونه ای برنامه ریزی شد که با توقف در موریتانی در مسیر نیویورک سوخت گیری کند، کاری که در گذشته به این شکل صورت نمی گرفت.
دولت ایران شامل کردن شرکت های هوایی در بحث تحریم ها را مورد انتقاد قرار داده و تهدید به مقابله به مثل هم می کنند.
رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، بارها گفته است که اقدام برخی کشورها در خودداری از تحویل سوخت به هواپیماهای مسافربری ایران غیرقانونی و مغایر تعهدات بین المللی است.
آقای مهمانپرست گفته است که شرکت های مسئول خودداری از تحویل سوخت به هواپیماهای ایرانی گفته اند که این اقدام را "تحت فشار" انجام داده اند که ظاهرا اشاره به تحریم های اعلام شده ایالات متحده علیه ایران است.
سخنگوی وزارت خارجه ایران خواستار محکومیت جهانی خودداری از تحریم سوخت به هواپیماهای ایرانی شده و هشدار داده است که در واکنش به چنین وضعیت، "اقدام متقابل انجام می دهیم و الان این کار انجام می شود."

۱۳۹۰/۰۷/۱۶

شفافیت ؛ از ایران تا کانادا

1- چندی پیش یک سوء استفاده عظیم مالی در کشور رخ داد که به "اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی" معروف شد. سپس محمودرضا خاوری مدیر بزرگ ترین بانک ایران یعنی بانک ملی به کانادا رفت و بدین ترتیب مشخص شد که او از سال ها قبل تابعیت کانادایی داشته است. یکی دو روز پس از انتشار این خبر، یکی از رسانه های کانادا منزل خاوری و مشخصات آن از جمله آدرس، نام مالک، قیمت و زمان خرید آن را منتشر کرد تا مشخص شود خاوری در کانادا چنین منزلی با این مشخصات در اختیار دارد.
روزنامه"گلوب اند د ميل"نوشت:
اين خانه در تاريخ 30 جولاي 2007 (8 مرداد 1386) از سوي خاوري و به قيمت 2 ميليون و 925 هزار دلار خريداري شده است .
2- یکی از عوامل روی دادن چنین اختلاس بزرگی در کشور نبود شفافیت لازم و فقدان فعالیت رسانه های تخصصی و جدی است. اگر شفافیت در معلومات و داده ها در کشور به میزان کافی وجود داشت و اگر روزنامه نگاران پی گیر آزادانه فعالیت می کردند قطعا تغییرات شگرف در وضعیت برخی ها به سرعت نمایان می شد و این اختلاس خیلی زودتر از اینها کشف می شد و حتی می توان گفت در سایه چنان شفافیتی اساساً رخ نمی داد.
به عنوان مثال در یک سیستم شفاف مالی ، فوراً معلوم می شود که ثروت مالک یک شرکت سرمایه گذاری یا مدیر یک بانک دولتی در مدت زمان کوتاهی به طور تصاعدی افزایش یافته است و لذا ممکن است خبرهایی باشد که قابل رسیدگی است.
در کانادا ، به فاصله اندکی از افشای ماجرای خاوری ، رسانه ها حتی پلاک خانه خاوری و قیمت معامله شده آن را منتشر کردند.در کشوری که می توان چنین اطلاعاتی را در یکی دو روز به دست آورد قطعا رسیدن رقم اختلاس و کلاهبرداری به رکورد 3 هزار میلیارد تومان تقریبا غیرممکن است.
3- اینکه خبرنگاری می تواند در زمانی بسیار کوتاه بفهمد خانه "فلان شخص" کجاست؟ قیمت آن چقدر است؟ چه زمانی این منزل خریداری شده و به چه قیمت؟ قطعا نشان دهنده شفافیت در کشور محل کار آن خبرنگار است. آیا خبرنگاری می تواند در ایران چنین اطلاعاتی را درباره منزل خاوری یا سایر مسوولان در تهران بیابد؟ (مگر در مواردی که سیاسیون بخواهند علیه همدیگر راپورت بدهند!)
 عصرایران - رضا غبیشاوی

۱۳۹۰/۰۷/۱۳

سوابق محمود رضا خاوری مدیرعامل فراری بانک ملی ایران

مشخصات فردي:
نام ونام خانوادگي : محمودرضا خاوري
تاريخ تولد : 1331
سوابق تحصيلي:
-دانشجوي دوره دكتري مركز مديريت سوئيس- دوره حقوق تجارت بين‌المللي ديوان داوري لاهه
سوابق اجرايي :
- كارشناس دانشگاه تهران (1356- 1355)
- كارشناس بانك صنعت و معدن (1361- 1356)
- رئيس اداره دعاوي بانك صنعت و معدن (1364- 1361)
- عضو هيئت مديره بانك سپه (1375- 1371)
- مشاور مدير عامل شركت ملي فولاد ايران (1379- 1375)
- نايب رئيس هيات مديره و قائم مقام مدير عامل شركت معدني و صنعتي چادر ملو (1379- 1375)
- عضو هيئت مديره و قائم مقام مدير عامل بانك سپه (1382- 1379)
- رئيس هيئت مديره و مدير عامل بانك سپه (1384- 1382)
- عضو هيئت مقررات‌زدائي
- عضويت و رئيس هيئت مديره شركتهاي مختلف از جمله: سرمايه‌گذاري سپه
سرمايه‌گذاري ملي ايران، مديريت سرمايه‌گذاري اميد، نورد فولاد خراسان، سيمان بجنورد، معدني و صنعتي چادرملو، گل گهر، كارگزاري سپه......
- عضويت در هيئت مديره بورس اوراق بهادار تهران
سوابق علمي:
تدريس حقوق مدني، حقوق تجارت، حقوق بانكي در دانشكده حسابداري شركت نفت، دانشكده امور اقتصادي و دارايي، موسسه عالي بانكداري ايران، دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه آزاد اسلامي، دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي
تاليفات:
- جرائم ارتكابي عليه هواپيما و هواپيما ربايي (رساله)
- جرائم مطبوعاتي (مقاله)
- بررسي علل تعليق مجازاتها در قوانين ايران و قوانين كشورهاي اروپايي كتاب حقوق بانكي (مشتمل بر تجزيه و تحليل حقوقي و قانوني عمليات و معاملات بانكي) از انتشارات مركز آموزش بانكداري كه تاكنون چهار بار تجديد چاپ شده است.

۱۳۹۰/۰۷/۱۰

تصویر: خانواده احمدي‌نژاد درسفرکاری به آمريكا

به دنبال انتشار خبر درخواست ويزا براي سفر همسر، پسر، عروش، دختر، داماد و نوه رئيس جمهور براي سفر به آمريكا به همراه هيات ديپلماتيك ايران و تكذيب حضور داماد، دختر و نوه رئيس جمهور در اين سفر، توسط دفتر رئيس جمهور؛ برخي رسانه ها و بينندگان چنين برداشت كرده بودند كه خبر همراهي خانواده آقاي احمدي نژاد در سفر نيويورك تكذيب شده است.
براي رفع سوتفاهم و اثبات حضور برخي از اعضاي خانواده آقاي احمدي نژاد در اين سفر كاري، يك عكس از اين سفر منتشر مي شود. اين عكس را سايت رسمي رئيس جمهور (president.ir) منتشر كرده بود ولي اكنون از سايت خود حذف كرده است.

در اين عكس، مهدي احمدي نژاد، عروس و مادر عروس رئيس جمهور در رديف وسط مشخص هستند.
يادآوري مي شود در فهرست افرادي كه امسال براي همراهي رئيس جمهور در سفر كاري به نيويورك، برايشان درخواست ويزاي آمريكا شده بود نام همسر، پسر، عروس، دختر، داماد و نوه رئيس جمهور وجود داشت ولي داماد و دختر و نوه رئيس جمهور به دليل نرسيدن يا عدم صدور ويزا نتوانستند آقاي احمدي نژاد را در اين سفر همراهي كنند اما پسر، عروس، همسر و مادر عروس رئيس جمهور (همسر آقاي مشايي) در اين سفر حضور داشته اند و در عكس فوق به روشني حضور دارند.
اكنون لازم است دفتر رئيس جمهور بدون بهانه جويي به اين سوالات پاسخ دهد:
هزینه سفر امسال رئيس جمهور به نيويورك، چقدر بوده است و همراه بردن اعضای خانواده رئیس جمهور (شامل پسر و عروس) در سفر به آمریکا چه توجیهی داشته است؟
متاسفانه دفتر رئيس جمهور از خبرنگار الف براي جلسات مصاحبه با رئيس جمهور محترم دعوت نمي كند و با حضور خبرنگار الف در اين جلسات مخالفت مي كند. به همين دليل از خبرنگاران ديگر رسانه ها كه چنين امكاني برايشان مهياست دعوت مي شود خيلي صريح و روشن سوالات فوق را از آقاي احمدي نژاد بپرسند و همچنين از ايشان توضيح بخواهند كه چرا فرزندان ايشان در سال 1387 بدون نوبت عازم حج تمتع شده اند؟

۱۳۹۰/۰۷/۰۹

داستان اختلاس 3000 میلیارد تومانی به زبان ساده/غلامحسین کرباسچی

 این روزها، یکی از مهمترین موضوعات مطروحه در سیستم بانکی کشور، اختلاس معروف به اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی‌ست، که تقریباً در هر محفلی نقلی از آن می‌رود. اما نکته جالب این است که تقریباً اکثر افرادی که در این باره سخن می‌رانند، اطلاعات درستی از آن ندارند.
امروزبه متنی برخوردم که به زبان ساده داستان این اختلاس را نقل کرده بود. بد ندیدم که برای روشن شدن اذهان عمومی، آن را با رهگذران اینجا هم به اشتراک بگذارم:
قبل از هر چیز باید بدانیم LC یا همان اعتبار اسنادی چیست؟ معمولا در معامله‌های بزرگ که فرایند مذاکرهو توافق و پرداخت پول و حمل و بازرسی و تحویل‌گیری و … زمان‌بر و طولانی است فروشنده از خریدار می‌خواهد تعهد بدهد که در انتهای این فرایند اگر همه چیز مطابق توافق بود کل پول را پرداخت کند. برای این کار به بانک مراجعه می‌کنند و بانک یک ضمانتامه به ارزش مبلغی که معامله بر اساس آن انجام می‌شود در وجه فروشنده و به تاریخ موعد پایان معامله صادر می‌کند. یعنی به فروشنده تعهد می‌دهد که معادل این مبلغ را در زمانی که آنها با هم توافق کرده‌اند از حساب خریدار برداشته و به حساب فروشنده واریز کند. به این سند LC می‌گویند.
طبعا بانک صادر کننده LC باید پیش از تعهد دادن از طرف خریدار مطمئن شود که او توان مالی کافی برای اجرای تعهداتش را دارد یعنی یا پول نقد در حساب داشته باشد یا وثیقه ارائه بدهد یا اینکه از نظر بانک بر اساس سوابقش اعتبار مالی او در حدی باشد که بانک حاضر به ریسک شده و از طرف او تعهد بدهد. فرق اصلی LC با چک در همین ویژگی تعهد اعتبار خریدار از طرف بانک است. چون معمولا معاملات بین‌المللی این گونه پیچیدگی‌ها را دارند اغلب LCها ارزی هستند یعنی برای مبادله پول بین دو کشور استفاده می‌شوند. اما LC ریالی هم داریم. یعنی اگر دو طرف یک معامله ایرانی باشند هم می‌توانند از بانک بخواهند LC ریالی برای آنها صادر کند.
خوب حالا در این اختلاس چه اتفاقی افتاده؟ شخصی به نام مه‌آفرید خسروی و شرکایش تعدادی شرکت ثبت می‌کنند. این شرکتها با هم معاملاتی انجام می‌دهند. یعنی قرادادهایی بین خودشان امضا می‌کنند و از بانک می‌خواهند برای این معاملات LC ریالی (نه ارزی) صادر کند. پس اولا اغلب معاملات واقعی نبوده یعنی خریدار و فروشنده یکی بوده‌اند ثانیا چون LC ریالی بوده نیازی به کنترلهای ارزی بانک مرکزی و وزارت بازرگانی هم نبوده‌است. آنها این کار را از سال ۸۵ شروع کرده و همه LC ها در یک شعبه بانک صادرات که در مجتمع فولاد خوزستان قرار داشته صادر شده‌است. رئیس این شعبه شریک گروه بوده‌ و در ازای دریافت رشوه دو تخلف زیر را انجام می‌داده‌است:
۱- LC ها را در دفاتر شعبه و سیستم نرم‌افزاری بانک مرکزی ثبت نمی‌کرده‌است پس کسی خارج شعبه از صدور آنها خبردار نمی‌شده‌است.
۲- صدور LC ها بدون سنجش میزان اعتبار درخوسات کننده (امیرخسروی) بوده یعنی این آدم نه به این میزان پول در حساب داشته و نه وثیقه ارائه می‌کرده‌است.
به عبارت دیگر می‌توان گفت همه این LC ها جعلی بوده‌اند. با این روش حدود ۱۳۰ LC در مجموع به ارزش ۲۸۰۰ میلیارد تومان صادر شده که رسانه‌ها آن را به ۳۰۰۰ میلیارد گرد کرده‌اند. اما این معنایش این نیست که همه این مقدار پول به دست آنها افتاده زیرا به هر حال LC خودش پول نیست بلکه تعهد مشروط به پرداخت آن است و اگر اینها می‌خواستند این اسناد را نقد کنند چون در حساب پول نداشتند عملا مثل چک بی‌محل گند کار در می‌آمد. به همین دلیل آنها LC‌‌ها را قبل از اینکه موعد سررسیدشان برسد «تنزیل»می‌کردند. یعنی مثلا اگر یک LC به ارزش ۱ میلیارد تومان و با مهلت یک ساله داشتند پس از شش ماه آن را به بانک دیگری برده و به مبلغ ۹۰۰ میلیون تومان می‌فروختند. یعنی از اصل مبلغ که قرار بود یک سال دیگر دستشان را بگیرد صرفنظر می‌کردند و با کمی تخفیف شش ماهه پول را می‌گرفتند به این کار تنزیل می‌گویند و در نظام بانکی کار رایجی است. تقریبا شبیه همان کاری که الان خیلی‌ها با پشت‌نویسی و خرید و فروش چکهای بی‌محل در بازار می‌کنند. به این روش موفق شده‌اند آن ۲۸۰۰ میلیارد LC را به مبلغ ۱۷۵۰ میلیارد تومان تزیل کنند. یعنی معادل این مبلغ پول نقد دستشان را گرفته‌است.
حالا سوال این است که اینها چطور LC جعلی را به بانکهای دیگر می‌فروخته‌اند. طبق قانون، بانکی که یک LC را تنزیل می‌کند باید اصل بودن آن را از بانک صادر کننده LC استعلام کند یا اینکه در سیستم نرم‌افزاری بانک مرکزی اصالت آن را کنترل کند و چون این LC ها نه در سیستم و نه در دفاتر بانک صادرات ثبت نشده بودند منطقا باید لو می‌رفتند اما به دو دلیل این اتفاق نیفتاده:
۱- معمولا بانکها در ثبت اطلاعات LCهای ریالی اهمال می‌کنند به همین دلیل نبودن سوابق یک سند در سیستم الزاما نشانه جعلی بودن‌ آن نیست و در این گونه موارد شعب بانکها تلفنی با هم چک می‌کنند. یعنی مسئول بانک تنزیل کننده به رئیس شعبه بانک صادرات در مجتمع فولاد خوزستان (یعنی همان شریک دزد) زنگ می‌زده و استعلام می‌کرده که طبعا پاسخ را می‌شود حدس زد.
۲- این LCهای جعلی در شعب ۷ بانک مختلف تنزیل می‌شده‌اند که اکنون محرز شده دست کم در دو بانک ملی (شعبه‌ای در منطقه آزاد کیش ) و سامان مسئولان شعبی که تنزیل می‌کرده‌اند خودشان شریک این باند بوده‌اند.
این شعبه خاص بانک صادرات (به دلیل درجه ۳ بودن) حق صدور LC بالای ۲ میلیارد تومان را نداشته در حالی که اغلب LC‌ها بالای این رقم بوده‌اند. همچنین شعب مناطق آزاد هم که بیشترین سهم را در تنزیل داشته‌اند هم قانونا حق تنزیل LCهای خارج از منطقه آزاد را نداشته‌اند. سوال این است چطور این اسناد در این رقمهای درشت در شعب محدودی صادر می‌شده اما این بانکها به ویژه صادرات و ملی و سامان (و ظاهرا پارسیان) متوجه نشده‌اند. منطقا مبادله چنین ارقام بزرگی در یک شعبه کوچک توجه برانگیز باید باشد. باز در بانک صادرات چون صرفا LC صادر می‌کرده و پولی از حسابش نمی‌رفته شاید بشود پذیرفت اما بانکهای دیگر که LC را می‌خریده‌اند یعنی پول از حسابشان خارج می‌شده خیلی عجیب است که متوجه موضوع نشده‌اند.
اما قسمت هالیوودی داستان نحوه لو رفتن آن است. در همه بانکها رایج است عملکرد رئیس شعبه را بر اساس میزان نقدینگی‌ای که در شعبه‌اش جذب کرده ارزیابی می‌کنند و بر همین مقیاس سالانه پاداشهایی به آنها می‌دهند. رئیس طمعکار شعبه بانک صادرات که رشوه میلیاردی می‌گرفته نتوانسته از پاداش چند میلیونی شب عید صرفنظر کند و برای اینکه نقدینگی شعبه‌اش را زیاد نشان دهد رقم کارمز‌دی که برای بعضی LCهای جعلی درشت می‌گرفته را در دفاتر شعبه ثبت می‌کرده‌است. یعنی در دفاتر شعبه کارمزد برای LC‌هایی ثبت می‌شده که خود LC ها وجود نداشته‌اند. این مغایرت ساده سرنخ لو رفتن داستان در بانک صادرات بوده‌است.
نکته جالب دیگر اینکه امیرخسروی با این پولها سهام شرکتهای دولتی را می‌خریده‌است. یعنی در خرید سهام این شرکتها ظاهرا خلافی رخ نداده اما منبع مالی آن، پول ناشی از اختلاس بانکی بوده‌است. داستان از اینجا به بعد سیاسی هم می‌شود. سوال‌های اصلی سیاسی که این روزها بین خود حکومتیها مطرح می‌شود اینها است:
۱- چرا اغلب سهام دولتی خریداری شده توسط امیرخسروی از طریق مذاکره یا رد دیون بوده (نه مزایده یا عرضه در بورس) آن هم عمدتا با سفارش مسئولان بالای دولتی؟
۲- چطور دولت و نهادهای نظارتی کنجکاو نشدند بدانندکسی که در عرض شش سال بیش از ۴۰۰۰ میلیارد تومان سهام شرکتهای دولتی را می‌خرد منشا درآمدش کجا است؟
۳-همین آدم و شرکایش یک سال قبل مجوز تاسیس بانک آریا را می‌گیرند و برخی چهره‌های نزدیک به معاونان رئیس‌جمهور هم در تاسیس این بانک حمایت مالی و اداری می‌کنند و بانک ملت هم با فشار همین مقامات، پذیره‌نویسی این بانک را با برخی تخلفات انجام می‌دهد. هیچ کدام از اینها نمی‌دانستند این آدم پولش را از کجا آورده؟
۴- ظاهرا یکی از اعضای خانواده امیرخسروی همراه با یکی از مدیران سابق دولتی و یکی از سرمایه‌‌داران نوظهور (انصاری) چندین هزار هکتار زمین در اطراف تهران را تقریبا رایگان به دست آورده‌اند آیا اینها نشانه وابستگی این گروه به مسئولان دولتی نیست؟
۵- مدتها است که از بانک مرکزی خواسته می‌شود برای نظارت بر LCهای ریالی دستورالعملهای مناسب تدوین و ابلاغ کند آیا بی‌توجهی بانک مرکزی ربطی به این اختلاس نداشته؟
این شرحی از کلیت داستان است که تقریبا از نظر من قطعی است چیزهای دیگری هم هست که شنیده‌های نه چندان موثق هستند. ببخشید طولانی و احتمالا خسته‌کننده شد. بیشتر برای کمک به دوستان علاقمند نوشتم که چارچوب موضوع دستشان بیاید. فکر می‌کنم نیاز به تاکید هم نباشد که این مطلب با هدف تحلیل نوشته نشده‌ و صرفا شرح ماوقع است.
سوال:بانک چرا بایدال سی را به صورت تنزیل از کسی بخرد؟ جواب این است که برای این که این میان مثلا 100 میلیون سود خواهد کرد. اما سوال این است که بانک خریدار از چه حسابی کل مبلغ ال سی را وصول می کرده. بانک از یک طرف به آقای خسروی پول پرداخت کرده و از طرف دیگر به یک استعلام اکتفا کرده. در واقع سوال این است که این پول بی محل را نهایتا را چه کسی پرداخت کرده و نفهمیده که دارد کاغذ پاره می خرد؟ بانک مرکزی؟ بانک صادرات؟
پاسخ:فعلا بانک ملی یا سامان یا..(بانک تنزیل کننده) ولی نهایتا و در سررسید همه را بانک صادرات
سوال:دیگر چه نیازی بوده که ال سی هایی که بانک صادرات رقم آن را پرداخت می کند به بانک سومی برده شود و تنزیل شود؟ ان هم با کسر مثلا 100 میلیون؟
پاسخ: صادرات در سررسید میداده آنها الان پول نقد میخواستند
سوال: اگه ال سی ها رو تنزیل نمی کردن هیچ وقت گیر نمی افتادن می تونستن کل بانک مرکزی رو هم منتقل کنن خونه شون؟
پاسخ: احتمالا در سررسید آقای خسروی بتدریج که هر ال سی سررسید میشده پول آنرا به شعبه صادرات میداده و شعبه هم پول بانک تنزیل کننده را پرداخت میکرده که به اصطلاح گند کار در نیاید!!
سوال: اگه این کارو می کرده که پول بانکو بهش بر می گردونده و دیگه اختلاسی نمی کرده!تازه این وسط یه 100 میلیونم برای هر ال سی می داده!
پاسخ:اگر موفق به تاسیس بانک آریا میشدند همه این مشکلات حل میشد! وهمه دیون و ال سی ها منتقل به این بانک میشد و در واقع اینها با پول سپرده گذاران شروع به کاسبی و شرکت داری کلانی کرده بودند!
سوال:چطور بانک LC جعلی صادر میکرده ولی در زمان سررسید اون رو پرداخت میکرده ؟!!!!!! پس سیستم بانکی ما هم دقت لازم و کافی رو نداره
پاسخ:خود شعبه ای که صادر کرده و سوابق اون را نزد خود داشته پرداخت میکرده در حقیقت ال سی جعلی نبوده خلاف بوده و به بانک اصلی ارسال نمیشده.
*داستان اختلاس و پرسش و پاسخ ،برگرفته از فیس بوک مهندس غلامحسین کرباسچی